زراعت و باغبانی
سحر سرافراز؛ مرضیه قنبری جهرمی؛ مرجان دیانت
چکیده
سابقه و هدف: یکی از مهمترین عوامل اقلیمی که بر توزیع و پراکنش گیاهان سراسر جهان تأثیرگذار بوده و میتواند تغییرات مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی در گیاه ایجاد کند، تنش شوری است. عصاره جلبک دریایی به عنوان یک محرک زیستی طبیعی در کشاورزی مدرن با تقویت سیستم ایمنی گیاهان، مقاومت آنها را در برابر انواع تنشها افزایش میدهد. استفاده ...
بیشتر
سابقه و هدف: یکی از مهمترین عوامل اقلیمی که بر توزیع و پراکنش گیاهان سراسر جهان تأثیرگذار بوده و میتواند تغییرات مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی در گیاه ایجاد کند، تنش شوری است. عصاره جلبک دریایی به عنوان یک محرک زیستی طبیعی در کشاورزی مدرن با تقویت سیستم ایمنی گیاهان، مقاومت آنها را در برابر انواع تنشها افزایش میدهد. استفاده از این عصاره میتواند باعث افزایش کلروفیل و بهبود فرایند فتوسنتز شود، که در نهایت منجر به افزایش تولید زیست توده و عملکرد محصولات کشاورزی میشود.مواد و روشها: این تحقیق برای بررسی رشد، خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه دارویی سرخارگل (Echinacea angustifolia L.) تحت تنش شوری در چهار سطح (صفر، 50، 75 و 100 میلیمولار) و عصاره جلبک دریایی (Sargassum johnstonii) در سه سطح (عدم محلولپاشی (شاهد)، عصاره 1 گرم و 2 گرم در لیتر)؛ به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. بذرهای گیاه سرخارگل از شرکت پاکان بذر تهیه و در گلخانه در سینی نشا کاشته شدند. نشاها پس از رسیدن به مرحله چهار برگی، به گلدان منتقل شدند. تنش شوری با کلریدسدیم (NaCl) از طریق آب آبیاری با حجم 50 میلیلیتر به فاصله چهار روز اعمال گردید. پس از سه مرتبه آبیاری با آب شور، آبشویی با آب معمولی برای جلوگیری از تجمع نمک در گلدان انجام شد. تنش شوری به مدت 40 روز ادامه یافت. محلولپاشی با عصاره جلبک دریایی سارگاسوم به مدت 40 روز با فاصله 10 روز یکبار در پنج مرتبه انجام شد. در مرحله گلدهی، پس از اندازهگیری صفات مورفولوژیک در گلخانه، برداشت گیاهان انجام شد. صفات مطالعه شده شامل ویژگیهای مورفولوژیک و ماده خشک (ارتفاع بوته، تعداد برگ، تعداد شاخه فرعی، وزن تر و خشک اندام هوایی)، رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل a و b برگ) و صفات فیتوشیمیایی (پرولین، کربوهیدرات محلول، فنل کل، فلاونوئید کل و ظرفیت آنتیاکسیدانی) گیاه بود.یافتهها: نتایج نشان داد اثر اصلی تنش شوری بر همه صفات معنیدار بود؛ بهنحویکه اثر اصلی تیمار عصاره جلبک دریایی بر اغلب صفات (بهجز پرولین و ظرفیت آنتیاکسیدانی) تفاوت معنیدار نشان داد. اثر متقابل تیمارها نیز بر تمام صفات، تفاوت معنیدار داشت. تنش شوری 100 میلیمولار NaCl سبب کاهش شدید رشد گیاه و صفاتی مانند ارتفاع بوته، وزن تر و خشک اندام هوایی شد. محتوای رنگیزههای فتوسنتزی گیاه با افزایش مقدار نمک NaCl کاهش یافت. استفاده از عصاره جلبک دریایی سبب کاهش اثر منفی تنش شوری در سرخارگل شد و به نوعی شدت آن را تعدیل کرد؛ اگرچه بیشترین مقادیر عددی این صفات در شرایط عدم تنش شوری و کاربرد عصاره جلبک 2 گرم در لیتر مشاهده گردید؛ بنابراین میتوان این گونه بیان کرد که در سطوح مختلف تنش شوری، افزایش غلظت عصاره جلبک تا 2 گرم در لیتر موجب بهبود رشد و عملکرد گیاه سرخارگل شد. در تیمار 75 میلیمولار NaCl، بیشترین مقدار ترکیبهای فنلی سرخارگل (فنل کل، فلاونوئید کل) و ظرفیت آنتیاکسیدانی گیاه مشاهده گردید؛ اگرچه افزایش غلظت عصاره جلبک در این صفات نیز به عنوان محرک تولید ترکیبهای مؤثره عمل نمود. همچنین به موجب آن سنتز کربوهیدرات محلول و پرولین نسبت به شاهد افزایش یافت که موجب مقاومت بهتر گیاه به شرایط نامساعد محیطی شد. از میان غلظتهای جلبک دریایی، عصاره جلبک 2 گرم در لیتر اثر مثبت بیشتری بر صفات مورد مطالعه حتی در شرایط عدم تنش شوری داشت.نتیجهگیری: نتایج کلی تحقیق نشان داد که گیاه سرخارگل نسبت به تنش شوری خیلی مقاوم نبوده و کاهش عملکرد کاملاً مشهود بود. عصاره جلبک دریایی اگرچه منجر به تعدیل اثرهای تنش شوری در گیاه سرخارگل شد اما غلظت 2 گرم در لیتر عصاره جلبک نقش بیشتری در تعدیل شدت تنش شوری با افزایش رشد و تولید ترکیبات متابولیک گیاه داشت.
زراعت و باغبانی
محمدحسین لباسچی؛ فاطمه سفیدکن؛ ابراهیم شریفی عاشور آبادی؛ بهلول عباسزاده؛ معصومه لایق حقیقی؛ احمد میرجلیلی؛ علی ساکی؛ علی حسینی؛ نیلوفر رضایی؛ مریم مکیزاده تفتی؛ میثم انصاری؛ محمد بختیاری رمضانی؛ سمانه اسدی صنم
چکیده
سابقه و هدف: استفاده از گونههای با ارزش و سازگار گیاهان دارویی در دیمزارها میتواند در ایجاد پوشش گیاهی در طول فصول خشک سال، جلوگیری از فرسایش خاک در اراضی شیبدار و افزایش بهرهوری بارش در اراضی وسیعی از کشور مؤثر باشد. چهار گونه گیاه دارویی مرزه با نامهای علمی Satureja spicigera، S. mutica، S. bachtiarica و S. sahendica متعلق به خانواده نعناعیان، چندساله، ...
بیشتر
سابقه و هدف: استفاده از گونههای با ارزش و سازگار گیاهان دارویی در دیمزارها میتواند در ایجاد پوشش گیاهی در طول فصول خشک سال، جلوگیری از فرسایش خاک در اراضی شیبدار و افزایش بهرهوری بارش در اراضی وسیعی از کشور مؤثر باشد. چهار گونه گیاه دارویی مرزه با نامهای علمی Satureja spicigera، S. mutica، S. bachtiarica و S. sahendica متعلق به خانواده نعناعیان، چندساله، ارزشمند، سازگار و انحصاری ایران در این طرح در شرایط دیم استفاده شدند.
مواد و روشها: بهمنظور بررسی اثر تراکم و کودهای آلی بر صفات مورفولوژیک، زراعی و اسانس چهار گونه مرزه در شرایط دیم دماوند، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی از سال 1395 به مدت پنج سال در مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، ایستگاه تحقیقات مراتع همند دماوند اجرا گردید. عامل اصلی در سه سطح شامل کنترل، کود دامی پوسیده 30 تن در هکتار و کاه فراوری شده با سولفات آمونیوم 10 تن در هکتار و تراکم به عنوان عامل فرعی در سه سطح (26666، 40000، 80000 بوته در هکتار) در نظر گرفته شد. صفات مورد اندازهگیری شامل ارتفاع بوته، قطر تاجپوشش، تعداد شاخههای اصلی، عملکرد خشک گیاه، درصد ماده خشک به تر اندام هوایی و درصد عملکرد اسانس بود.
یافتهها: نتایج مقادیر صفات اندازهگیری شده در سالهای اول تا سوم زراعی با روند افزایشی، نشان از رشد و سازگاری گونههای مرزه در شرایط دیم داشت. بیشترین عملکرد ماده خشک در شرایط دیم این آزمایش با 1821 کیلوگرم در هکتار و درصد اسانس 2.86 درصد در گونه با ارزش و برگزیده S. mutica حاصل گردید. نتایج نشان داد تیمارهای شاهد و کود دامی همراه با تراکم زیاد دارای برتری در کلیه صفات مورفولوژیک و عملکرد اقتصادی Satureja bachtiarica و Satureja sahendica با تاجپوشش نسبی محدود و با تراکم متوسط در Satureja mutica و Satureja spicigera نسبت به سایر تیمارها بود.
نتیجهگیری کلی: بالا بودن میزان اغلب صفات در تیمار شاهد حکایت از محدودیت کودپذیری و سلامت گونههای مرزه در شرایط دیم داشت. موفقیت در کشت، استقرار و رشد گونههای مختلف مرزه در شرایط دیم منطقه مورد آزمایش نشاندهنده سازگاری و عملکرد اقتصادی گونههای مختلف مرزه در شرایط دیم نیمه استپی سرد مناطق مختلف کشور میباشد.
زراعت و باغبانی
احسان کهنه؛ سمر رمزی؛ کوروش فلک رو
چکیده
سابقه و هدف: رنگ یکی از مهمترین فاکتورهای تعیین کیفیت چای است که مستقیماً تحتتأثیر شرایط رویشی و محیطی گیاه از قبیل بارندگی، کودها و نور قرار میگیرد. نور از متغیرهای محیطی است که بهعنوان منبع انرژی برای تنظیم رشد گیاه، مهمترین فاکتور برای رنگ گیاه است. چای گیاهی سایهدوست است که کمبود نور میتواند با کاهش یا کندی تولید بازدارندههای ...
بیشتر
سابقه و هدف: رنگ یکی از مهمترین فاکتورهای تعیین کیفیت چای است که مستقیماً تحتتأثیر شرایط رویشی و محیطی گیاه از قبیل بارندگی، کودها و نور قرار میگیرد. نور از متغیرهای محیطی است که بهعنوان منبع انرژی برای تنظیم رشد گیاه، مهمترین فاکتور برای رنگ گیاه است. چای گیاهی سایهدوست است که کمبود نور میتواند با کاهش یا کندی تولید بازدارندههای فتوسنتزی، باعث بهبود کیفیت نوشیدنی چای شود. استفاده از روشهای مختلف سایهدهی بوته چای بهمنظور تولید چای سبز باکیفیت و قیمت بالا در مناطق چایکاری دنیا در حال افزایش است.
مواد و روشها: این پژوهش باهدف بررسی آثار شدت روشنایی و کود اوره بر کیفیت برگ سبز چای، بهصورت کرتهای خردشده در زمان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در باغی با سن بوته حدود 70 سال با تیمارهای: 1- عدم پوشش بوته+ 250 کیلوگرم در هکتار اوره، 2- عدم پوشش بوته+ 500 کیلوگرم در هکتار اوره، 3- پوشش بوته با سایبان با تراکم 50% + 250 کیلوگرم در هکتار اوره، 4- پوشش بوته با سایبان با تراکم 50% + 500 کیلوگرم در هکتار اوره، 5- پوشش بوته با سایبان با تراکم 90% + 250 کیلوگرم در هکتار اوره، 6- پوشش بوته با سایبان با تراکم 90% + 500 کیلوگرم در هکتار اوره در سه تکرار اجرا شد. ابعاد هریک از تکرارها 0.7×6 متر بود و پوششدهی در دو برداشت بهاره و تابستانه انجام شد. برای پوششدهی از توری سایبان گلخانهای 50 و 90% استفاده شد. پوششها به مدت سه هفته به نحوی روی بوتهها قرار گرفت که کنار بوتهها نیز پوشانده شود و با استفاده از طناب محکم و ثابت شد. پس از گذشت زمان مورد نظر، پوششها برداشت شده و برگچینی انجام شد. در هر برداشت، عملکرد (یک غنچه و دو برگ) و اجزاء عملکرد شامل تراکم و وزن شاخساره، میزان کلروفیل، غلظت عناصر غذایی اصلی و برخی ویژگیهای بیوشیمیایی در برگ سبز تولیدی اندازهگیری گردید.
نتایج: استفاده از سایبان 50% و 500 کیلوگرم اوره در مقایسه با شرایط بدون سایبان باعث افزایش 14.8% عملکرد برگ سبز شد. کمترین عملکرد نیز در تیمار 1 مشاهده شد. استفاده از توری سایبانی 50% در مقایسه با شرایط آفتابی تأثیر مثبت معنیداری بر عملکرد برگ سبز داشت؛ اما توری سایبانی 90% تأثیر مثبتی نداشت. استفاده از توری سایبانی 50% در مقایسه با شرایط بدون سایبان باعث افزایش تقریباً 3/35 درصدی تعداد شاخساره قابلبرداشت شد، کمترین تعداد شاخساره نیز در شرایط بدون سایبان با مصرف 250 کیلوگرم کود اوره مشاهده شد. تیمارهای مورد استفاده تأثیر معنیداری بر غلظت نیتروژن برگ سبز چای داشت. با مقایسه میانگینها مشخص شد که بیشترین غلظت نیتروژن در تیمار 4 است که با تیمارهای بدون سایه و سایه 90% و مصرف 500 کیلوگرم کود اوره تفاوت معنیداری دارد. کمترین غلظت نیتروژن نیز در شرایط سایه 90% و مصرف 500 کیلوگرم کود اوره مشاهده شد که با تیمارهای بدون سایه تفاوت معنیداری نداشت. بیشترین مقدار کلروفیل و عصاره آبی (0.68 و 37%) بهترتیب با 37.2 و 29.27 درصد افزایش نسبت به تیمار بدون سایبان با مصرف کود برابر، در تیمار 6 مشاهده شد. درمجموع با درنظرگرفتن نتایج حاصل میتوان نتیجهگیری کرد که سایهدهی به میزان 50% همراه با اوره تأثیر مثبت بیشتری بر عملکرد برگ سبز داشته است، در حالی که سایهدهی 90% و مصرف اوره اثر بهتری بر ویژگیهای کیفی برگ سبز بهویژه مقدار کلروفیل برگ دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که با تغییر میزان نور شاخصهای کمی و کیفی برگ سبز چای تحتتأثیر قرار میگیرد. بهدلیل سرعت و راحتی نصب توری سایبان گلخانهای در مقایسه با استقرار درختان سایبانی مختلف در باغهای چای موجود و نتایج حاصل از این پژوهش، میتوان نتیجهگیری کرد که کاربرد توری سایبان 50% و کود اوره تأثیر مثبت بیشتری بر عملکرد برگ سبز داشته ولی توری سایبان 90% درصد و کود اوره اثر بهتری بر ویژگیهای کیفی برگ سبز بهویژه مقدار کلروفیل دارد. ازاینرو، باتوجه به هدف از تولید نوع چای، میتوان بیان کرد که توری سایبان 50% و 90% بهترتیب برای تولید چای سیاه و چای سبز مناسبتر است.
زراعت و باغبانی
محمد حقانی نیا؛ عبدالله جوانمرد؛ زهرا قربانی؛ محمدرضا مرشدلو؛ کریم کاکایی
چکیده
سابقه و هدف: نعناع گریپفروتی، با نام علمی Mentha suaveolens × piperita، یکی از گیاهان دارویی باارزش است که به خانواده نعناعیان (Lamiaceae) تعلق دارد. علاوه بر این، خشکی یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رشد گیاهان در سراسر جهان و شایعترین تنش محیطی است که از طریق ایجاد اختلال در تعادل بین گونههای فعال اکسیژن و فعالیتهای دفاعی آنتیاکسیدانی، ...
بیشتر
سابقه و هدف: نعناع گریپفروتی، با نام علمی Mentha suaveolens × piperita، یکی از گیاهان دارویی باارزش است که به خانواده نعناعیان (Lamiaceae) تعلق دارد. علاوه بر این، خشکی یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رشد گیاهان در سراسر جهان و شایعترین تنش محیطی است که از طریق ایجاد اختلال در تعادل بین گونههای فعال اکسیژن و فعالیتهای دفاعی آنتیاکسیدانی، موجب تنش اکسیداتیو میگردد. نانوتکنولوژی راهبرد مدرنی است که نشان داده میتواند مقاومت گیاهان را در برابر تنش خشکی افزایش دهد. نقاط کوانتومی کربن یکی از این نانو مواد میباشد که در سال 2004 کشف شد که به عنوان یک نانو مواد جدید با اندازه کوچکتر از 10 نانومتر هستند و در مقایسه با سایر نانو مواد مبتنی بر فلز، نانو موادی مبتنی بر کربن بوده که سمیت کمتر و زیستسازگاری بالاتری به دلیل ساختار کربنی از خود نشان میدهند و به دلیل این ویژگیهای منحصربهفرد در سالهای اخیر کانون توجه بسیاری از پژوهشگران بوده است. بنابراین، این پژوهش با هدف ارزیابی اثر نقاط کوانتومی کربن بر رشد، میزان و ترکیبات اسانس نعناع گریپفروتی (Mentha suaveolens × piperita) در شرایط تنش کمآبی اجرا شد.مواد و روشها: این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار به صورت گلدانی در بهار و تابستان 1402 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه مراغه- آذربایجانشرقی انجام شد. فاکتور اول شامل آبیاری در 90 درصد ظرفیت زراعی به عنوان شاهد (آبیاری نرمال)، آبیاری در 70 درصد ظرفیت زراعی (تنش متوسط) و آبیاری در 50 درصد ظرفیت زراعی (تنش شدید) و فاکتور دوم شامل سطوح مختلف نقاط کوانتومی کربن (0، 5، 10، 15 و 20 پیپیام) بود. در نهایت، دادههای حاصل از نمونهبرداریها با استفاده از نرمافزار آماری SAS مورد تجزیه واریانس قرار گرفته و مقایسه میانگینهای صفات به روش آزمون حداقل تفاوت معنیدار در سطح پنج درصد انجام شد. نتایج: تجزیه واریانس صفات نشان داد که اثر رژیمهای مختلف آبیاری، تیمارهای کودی و اثر متقابل آنها بر روی کلیه صفات اندازهگیری شده معنیدار بود. نتایج نشان داد استفاده از 15 پیپیام نقاط کوانتومی کربن در شرایط آبیاری نرمال وزن تر، وزن خشک، محتوای کلروفیلa و کلروفیلb را نسبت به عدم مصرف در شرایط تنش خشکی شدید به ترتیب 110، 86، 184 و 163 درصد افزایش داد. علاوه بر این، محتوی و عملکرد اسانس در تنش متوسط با کاربرد 15 پیپیام نقاط کوانتومی کربن بهترتیب 135 و 298 درصد نسبت به تنش شدید بدون کاربرد نقاط کوانتومی کربن افزایش یافتند. همچنین، بیشترین لینالیل استات با کاربرد تیمار 15 پیپیام نقاط کوانتومی کربن در آبیاری 50 درصد ظرفیت زراعی بدست آمد که در مقایسه با تیمار شاهد 1/50 درصد افزایش را نشان داد. علاوه بر این، بیشترین لینالول در آبیاری نرمال و با کاربرد 10 پیپیام نقاط کوانتومی کربن ثبت شد که نسبت به تیمار عدم کاربرد نقاط کوانتومی کربن در شرایط آبیاری 50 درصد ظرفیت زراعی 4/67 درصد افزایش یافت. علاوه بر این، کاربرد 15 پیپیام نقاط کوانتومی کربن در شرایط آبیاری نرمال در مقایسه با عدم مصرف آن در شرایط تنش خشکی شدید، محتوای مالوندیآلدهید و پراکسید هیدروژن را به ترتیب 51 و 58 درصد کاهش داد. همچنین، در شرایط تنش ملایم استفاده از غلظت 15 پیپیام نقاط کوانتومی کربن فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، گایاکول پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز را در مقایسه با عدم مصرف در شرایط نرمال به ترتیب 123، 111 و 72 درصد افزایش داد.نتیجهگیری: نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که کاربرد نقاط کوانتومی کربن با غلظت 15 پیپیام میتواند با تأثیر بر متابولیتهای ثانویه و بالا بردن پارامترهای دفاعی مانند فعال کردن آنزیمهای آنتیاکسیدانتی و افزایش مقدار اسمولیتهای سازگاری مانند پرولین و کربوهیدراتهای محلول در آب موجب کاهش محتوای مالوندیآلدهید و پراکسید هیدروژن شده و به گیاه نعناع گریپفروتی کمک کند تا سازگاری بیشتری در برابر خشکی داشته و در نهایت بهبود کمیت و کیفیت اسانس را به همراه داشته باشد.
زراعت و باغبانی
نیلوفر رضایی؛ فاطمه سفیدکن؛ حسنعلی نقدی بادی
چکیده
سابقه و هدف: تولید گیاهان دارویی، ازجمله مرزه، در جهان رو به افزایش است. مرزه با ترکیبات تیمول و کارواکرول در اسانس خود، اهمیت ویژهای دارد. هدف این مطالعه، بررسی اثر تراکم کاشت و حاصلخیزی خاک بر صفات فیزیولوژیکی و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی گیاه مرزه در شرایط دیم است. با توجه به اهمیت این عوامل در بهبود مقاومت گیاه در برابر ...
بیشتر
سابقه و هدف: تولید گیاهان دارویی، ازجمله مرزه، در جهان رو به افزایش است. مرزه با ترکیبات تیمول و کارواکرول در اسانس خود، اهمیت ویژهای دارد. هدف این مطالعه، بررسی اثر تراکم کاشت و حاصلخیزی خاک بر صفات فیزیولوژیکی و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی گیاه مرزه در شرایط دیم است. با توجه به اهمیت این عوامل در بهبود مقاومت گیاه در برابر تنشها، این تحقیق به منظور تعیین بهترین تراکم کاشت و حاصلخیزی خاک بر افزایش فعالیتهای آنتیاکسیدانی و توسعه پایدار مرزه انجام شد.مواد و روشها: این پژوهش به صورت آزمایشی مزرعهای در ایستگاه تحقیقات همند آبسرد دماوند طی سالهای زراعی ۹۷-۱۳۹۶ و ۹۸-۱۳۹۷ انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی به صورت کرتهای خرد شده با دو فاکتور اجرا گردید. فاکتور اصلی شامل سه سطح کودی بود: ۱) شاهد (بدون کود)، ۲) کود گاوی پوسیده (۳۰ تن در هکتار) و ۳) کاه غنیشده با سولفات آمونیوم (۱۰ تن در هکتار). فاکتور فرعی نیز شامل سه سطح تراکم کاشت (2.67، ۴ و ۸ بوته در مترمربع) بود. عملیات کاشت با استفاده از بذرهای استاندارد مرزه انجام شد. آمادهسازی زمین شامل شخم، دیسک و تسطیح بود. کوددهی براساس تیمارها قبل از کاشت انجام شد. آبیاری تنها به صورت دیم (متکی به بارندگی) بود. نمونهبرداری از برگها در مرحله گلدهی کامل انجام شد. صفات فیزیولوژیکی مورد اندازهگیری شامل محتوای نسبی آب برگ، میزان کلروفیل، پرولین، نشت الکترولیت، نشت یونی، مالوندیآلدئید و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی (کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز) بود. نمونهها پس از برداشت، در آزمایشگاه مورد سنجش قرار گرفتند تا اثر عوامل بر پارامترهای موردنظر ارزیابی شود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SAS و مقایسه میانگینها با آزمون چند دامنهای دانکن در سطح احتمال ۵% انجام شد.نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که تراکم کاشت و تیمارهای کودی آلی تأثیر معنیداری بر صفات فیزیولوژیکی و فعالیتهای دفاعی آنتیاکسیدانی گیاه مرزه (Satureja spicigera) در شرایط دیم دارند. بیشترین محتوای نسبی آب برگ (87.67%) و کمترین نشت الکترولیت (47.19%) در تیمار کود گاوی با تراکم پایین (2.67 بوته در مترمربع) مشاهده شد که بیانگر بهبود وضعیت آبی گیاه و پایداری غشای سلولی است. در مقابل، با افزایش تراکم کاشت، میزان کلروفیل و محتوای نسبی آب کاهش یافت، اما میزان پرولین، نشت الکترولیت (ELI) و مالوندیآلدئید (MDA) افزایش پیدا کرد که نشانه افزایش شدت تنش در شرایط تراکم بالاست. کاربرد کود گاوی و کاه غنیشده با سولفات آمونیوم موجب بهبود عملکرد فیزیولوژیکی گیاه و کاهش شاخصهای تنش اکسیداتیو شد. این تیمارها با تقویت تنظیم اسمزی و حفاظت از غشای سلولی، به افزایش تحمل گیاه در برابر خشکی کمک کردند. جالب توجه اینکه بیشترین فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در تیمار شاهد بدون کود با تراکم بالا مشاهده شد که بیانگر واکنش دفاعی شدید گیاه در شرایط تنش و کمبود مواد غذایی است. در مجموع، نتایج نشان میدهد که ترکیب بهینه کود آلی و تراکم مناسب کاشت میتواند با حفظ پایداری فیزیولوژیکی و کاهش آسیبهای اکسیداتیو، به افزایش مقاومت گیاه در شرایط کمآبی کمک کرده و کیفیت عملکرد گیاه دارویی مرزه را بهبود ببخشد.نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که گیاه مرزه از توانایی مطلوبی برای رشد و توسعه در شرایط دیم برخوردار است و ظرفیت قابل توجهی در ارتقای فعالیت آنتیاکسیدانی از خود نشان میدهد. کاربرد ترکیبی کودهای دامی (بهویژه کود گاوی) همراه با تراکم مناسب کاشت، بهعنوان یک راهکار مؤثر، سبب بهبود شاخصهای فیزیولوژیکی، افزایش مقاومت به تنشهای محیطی و تقویت سیستم دفاع آنزیمی گیاه میشود. پیادهسازی این یافتهها میتواند گامی مؤثر در جهت افزایش بهرهوری، پایداری اکولوژیکی و امنیت غذایی در مناطق با محدودیت منابع آبی باشد.
زراعت و باغبانی
مصطفی علی نقی زاده؛ محمد عظیمی گندمانی
چکیده
سابقه و هدف: گیاه دارویی اسفرزه (Plantago ovata) به دلیل دارا بودن ترکیبهای فعال زیستی مانند موسیلاژ، در درمان بیماریهای گوارشی و بهبود عملکرد رودهها مؤثر است. با توجه به اهمیت بالای اسفرزه به عنوان یک گیاه دارویی ارزشمند و محدودیتهای منابع آبی در بسیاری از مناطق، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تاریخ کاشت بر خصوصیات رشدی و عملکردی اسفرزه ...
بیشتر
سابقه و هدف: گیاه دارویی اسفرزه (Plantago ovata) به دلیل دارا بودن ترکیبهای فعال زیستی مانند موسیلاژ، در درمان بیماریهای گوارشی و بهبود عملکرد رودهها مؤثر است. با توجه به اهمیت بالای اسفرزه به عنوان یک گیاه دارویی ارزشمند و محدودیتهای منابع آبی در بسیاری از مناطق، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تاریخ کاشت بر خصوصیات رشدی و عملکردی اسفرزه تحت رژیمهای مختلف آبیاری در شرایط آب و هوایی رفسنجان انجام شد.مواد و روشها: این آزمایش در سال زراعی 1402-1401 در شهرستان رفسنجان و در مزرعهای با مختصات جغرافیایی عرض 30 درجه و 24 دقیقه شمالی، طول 55 درجه و 59 دقیقه شرقی، ارتفاع 1467 متر از سطح دریا و میانگین بارندگی سالانه 120 میلیمتر و دمای حداکثر و حداقل 43 و 5- درجه سلسیوس، انجام شد. آزمایش بهصورت کرتهای نواری در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آبیاری در چهار سطح شامل 40، 60، 80 و 100 درصد نیاز آبی در کرتهای افقی و چهار تاریخ کاشت (10 اسفند 1401، 25 اسفند 1401، 10 فروردین 1402 و 25 فروردین 1402) در کرتهای عمودی بودند. تیمارهای آبیاری پس از استقرار کامل گیاهچهها و در مرحله 3 تا 4 برگی اعمال شد و تا رسیدگی فیزیولوژیک ادامه یافت. میزان آب آبیاری بوسیله نرمافزار AGWAT محاسبه شد، بهطوریکه برای تیمارهای 100، 80، 60 و 40 درصد به ترتیب 1430، 1144، 858 و 572 مترمکعب آب در هر نوبت مصرف شد. تحلیل دادهها با نرمافزار SAS 9.4 و مقایسه میانگینها با آزمون دانکن در سطح احتمال 5 درصد انجام شد.نتایج: نتایج نشان داد که بیشترین ارتفاع بوته (24.1 سانتیمتر)، تعداد پنجه (6 عدد)، طول سنبله (14.3 سانتیمتر) و تعداد سنبله در بوته (27.7) در تیمار 100 درصد نیاز آبی و تاریخ کاشت 25 اسفند به دست آمد. همچنین، بیشترین تعداد دانه در بوته (1245)، عملکرد دانه (1876 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد زیستی (5357 کیلوگرم در هکتار) در تیمار 100 درصد نیاز آبی و تاریخ کاشت 25 اسفند مشاهده شد. شاخص برداشت نیز با بیشترین مقدار (35.9 درصد) در تیمار 100 درصد نیاز آبی و تاریخ کاشت 10 اسفند به دست آمد. علاوه بر این، بیشترین وزن هزار دانه در تیمار 80 درصد نیاز آبی (1.94 گرم) و تاریخ کاشت 25 اسفند (1.88 گرم) ثبت شد. از سوی دیگر، بیشترین میزان موسیلاژ در تیمار 100 درصد نیاز آبی (23.9 درصد) و تاریخ کاشت 10 اسفند (22.4) گزارش گردید.نتیجهگیری: بهطور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد که تاریخ کاشت و میزان آبیاری تأثیر قابل توجهی بر خصوصیات رشدی و عملکرد گیاه دارویی اسفرزه دارند. تأخیر در کاشت و کاهش میزان آبیاری موجب کاهش چشمگیر در ارتفاع بوته، اجزای عملکرد، عملکرد دانه، عملکرد زیستی و شاخص برداشت شد. بنابراین، انتخاب تاریخ کاشت مناسب و تأمین نیاز آبی گیاه میتواند به بهبود عملکرد این گیاه کمک کند.
زراعت و باغبانی
نسرین بیابانی؛ وحید عبدوسی؛ مرضیه قنبری جهرمی
چکیده
سابقه و هدف: شوری، یکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی است که تولید محصولات کشاورزی را کاهش میدهد و معمولاً با استرس اکسیداتیو به دلیل تولید گونههای اکسیژن فعال (ROS) همراه است. استفاده از ترکیبهای محرک رشد به منظور کاهش اثر تنشهای محیطی در گیاهان اهمیت خاصی دارد. منابع سیلیسیم مانند سیلیکات پتاسیم نقش مهمی در تعدیل تنش شوری در ...
بیشتر
سابقه و هدف: شوری، یکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی است که تولید محصولات کشاورزی را کاهش میدهد و معمولاً با استرس اکسیداتیو به دلیل تولید گونههای اکسیژن فعال (ROS) همراه است. استفاده از ترکیبهای محرک رشد به منظور کاهش اثر تنشهای محیطی در گیاهان اهمیت خاصی دارد. منابع سیلیسیم مانند سیلیکات پتاسیم نقش مهمی در تعدیل تنش شوری در گیاهان دارد. سیلیکات پتاسیم با افزایش مقاومت گیاهان در برابر تنش شوری، میتواند به بهبود رشد و عملکرد گیاهان در مناطق با خاکهای شور کمک کند. این ترکیبها موجب تعادل یونی در سلولها در شرایط نامساعد شده و با بهبود جذب و نگهداری آب در گیاه، نشت یونی و اثر منفی تنش شوری را کاهش میدهند.مواد و روشها: این تحقیق به منظور بررسی تأثیر سیلیکات پتاسیم بر رشد و خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی علف طلایی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با فاکتور تنش شوری در سه سطح (0، 60 و 120 میلیمولار کلرید سدیم) و محلولپاشی با سیلیکات پتاسیم در سه سطح (0، 50 و 100 میلیگرم در لیتر) در شرایط گلخانه انجام شد. محلولپاشی سه بار با فواصل 15 روز اعمال گردید. اولین محلولپاشی در مرحله 4 برگی و پس از دومین مرحله محلولپاشی برگی، تنش شوری با حجم 200 میلیلیتر از محلول کلرید سدیم برای هر گلدان به مدت 40 روز انجام گردید. به منظور عدم تجمع نمک در گلدانها، بعد از هر 4 مرتبه آبیاری با آب شور تمامی گلدانها یکبار با آب (بدون شوری) آبشویی شدند. متغیرهای مورفولوژیکی مورد بررسی شامل وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه و ارتفاع بوته و سایر صفات شامل رنگیزههای گیاهی (کلروفیل a، b و کل)، محتوای نسبی آب برگ، میزان نشت یونی، پرولین میزان جذب سدیم و پتاسیم ریشه و اندام هوایی بود که در اواسط دوره گلدهی علف طلایی، اندازهگیری گردیدند.نتایج: تنش شوری سبب کاهش عملکرد و سیلیکات پتاسیم سبب تعدیل اثرهای منفی تنش شوری و بهبود شرایط رشد گیاه شد. ارزیابیها نشان داد که شوری 120 میلیمولار سبب کاهش وزن تر اندام هوایی (28 درصد)، وزن خشک اندام هوایی (29 درصد)، وزن تر ریشه (38 درصد)، وزن خشک ریشه (37 درصد)، کلروفیل کل (40 درصد)، محتوای نسبی آب برگ (17 درصد)، پتاسیم ریشه (14 درصد) و پتاسیم برگ (16 درصد) و باعث افزایش نشت یونی (23 درصد)، پرولین (13 درصد)، سدیم ریشه (256 درصد) و سدیم برگ (325 درصد) شد. سیلیکات پتاسیم بهویژه 100 میلیگرم در لیتر آن سبب تعدیل تنش شوری با افزایش وزن گیاه، کلروفیل، محتوای آب برگ و پتاسیم برگ و ریشه و کاهش تجمع سدیم در برگ و ریشه و نشت یونی گردید.نتیجهگیری: نتایج کلی تحقیق نشان داد که افزایش شدت تنش شوری بر روی خصوصیات رشدی و عملکردی گیاه علف طلایی تاثیر منفی داشته و سیلیکات پتاسیم در حجم 50 تا 100 میلیمولار سبب تعدیل تنش شوری با افزایش عملکرد کمی و کیفی (بیوشیمیایی و فیتوشیمیایی) علف طلایی خواهد شد. از اینرو، برای کشت گیاه علف طلایی باید توجه نمود آب و یا خاک مورد استفاده دارای املاحی مانند سدیم و کلر نباشد و یا از اصلاحکنندههای خاک و یا محرکهای رشد برای تولید و کشت و پرورش این گیاه استفاده کرد.
زراعت و باغبانی
لیلی صفایی؛ فاطمه سفیدکن؛ سعید دوازده امامی؛ داوود امین آزرم
چکیده
سابقه و هدف: گیاه داروئی مرزه خوزستانی با نام علمی Satureja khuzistanica Jamzad از خانواده نعناع و یکی از گونههای انحصاری مرزه در ایران است که به دلیل درصد اسانس و میزان کارواکرول بالا، در صنایع آرایشی، بهداشتی و داروسازی از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. هدف از این تحقیق بررسی سازگاری این گیاه با شرایط آب و هوایی استان اصفهان و افزایش عملکرد ...
بیشتر
سابقه و هدف: گیاه داروئی مرزه خوزستانی با نام علمی Satureja khuzistanica Jamzad از خانواده نعناع و یکی از گونههای انحصاری مرزه در ایران است که به دلیل درصد اسانس و میزان کارواکرول بالا، در صنایع آرایشی، بهداشتی و داروسازی از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد. هدف از این تحقیق بررسی سازگاری این گیاه با شرایط آب و هوایی استان اصفهان و افزایش عملکرد کمی و کیفی آن از طریق تعیین مناسبترین روش تغذیه بود.مواد و روشها: این تحقیق در سالهای زراعی 1395 تا 1399، در ایستگاه تحقیقاتی شهید فزوه وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان در شرایط آبی و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با هشت تیمار کودی (شامل نسبتهای مختلفی از کودهای شیمیایی NPK (N50P25K25)، کود دامی (30 و 60 تن در هکتار)، ورمی کمپوست (5 تن در هکتار) و نیز ترکیبی از کودهای شیمیایی، دامی و ورمی کمپوست (30 تن در هکتار کود دامی به همراه N50P25K25، 60 تن در هکتار کود دامی به همراه N50P25K25 و 5 تن در هکتار ورمی کمپوست به همراه N50P25K25) در مقایسه با تیمار شاهد، و سه تکرار انجام شد. تهیه بذر و نشاء گیاه از کلکسیون مرزه مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان و مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور انجام پذیرفت. کشت بهصورت غیرمستقیم و از طریق نشاء بود. نشاها در شرایط گلخانه و از طریق کشت بذور در سینیهای کشت تولید شدند. انتقال نشاء در فروردین ماه 1396 و پس از مساعد شدن هوا انجام شد. بلافاصله پس از انتقال نشاء نسبت به آبیاری اقدام گردید. روش آبیاری بصورت قطرهای و در مراحل ابتدای رشد دو نوبت در هفته و پس از استقرار یک نوبت در هفته صورت گرفت. اندام هوایی گیاهان در زمان 50 درصد گلدهی از 5 سانتیمتری بالای سطح خاک برداشت و نسبت به خشک کردن آنها در سایه اقدام شد. استخراج اسانس از سرشاخههای گلدار هرساله صورت پذیرفت. به منظور استخراج اسانس، 50 گرم از سرشاخه هر تیمار آسیاب شده و به مدت چهار ساعت با استفاده از روش تقطیر با آب و دستگاه کلونجر، اسانسگیری و درصد آن تعیین شد. شناسایی ترکیبهای اسانس بااستفاده از دستگاههای گاز کروماتوگرافی (GC) و گاز کروماتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) صورت پذیرفت.نتایج: بر اساس نتایج بهدست آمده حداکثر درصد اسانس (3.7%) در سال سوم و بیشترین عملکرد اسانس (132.6 کیلوگرم در هکتار) در سال دوم مشاهده شد. طبق نتایج سالهای آزمایش، تیمار تلفیقی 50 کیلوگرم در هکتار ازت، 25 کیلوگرم در هکتار فسفر و 25 کیلوگرم در هکتار پتاس به همراه 5 تن در هکتار ورمی کمپوست سال سوم، بیشترین عملکرد اسانس را به خود اختصاص داد. 14 ترکیب در اسانس گیاه شناسایی شد که ترکیب غالب آن کارواکرول بود. میزان این ترکیب از86.4 تا 95.3 درصد متغیر به دست آمد.نتیجهگیری کلی: بر اساس نتایج این تحقیق، عملکرد کیفی اسانس گونه مورد مطالعه کمتر تحت تاثیر تیمارهای حاصلخیزی خاک قرار گرفت اما عملکرد کمی اسانس تحت تاثیر تغذیه تلفیقی افزایش معنیداری داشت که به طور غیرمستقیم باعث افزایش عملکرد کیفی اسانس نیز گردید. بنابراین میتوان اظهار داشت که استفاده از روشهای تغذیه تلفیقی در گیاه گامی مناسب به سمت ایجاد کشاورزی پایدار میباشد. درصد بالای ترکیب کارواکرول موجود در این گیاه از نظر اقتصادی بسیار ارزشمند میباشد. از آنجا که کارواکرول دارای چندین ویژگی بیولوژیکی، از جمله اثر ضدعفونی کننده، فعالیتهای ضدالتهابی، ضددرد، ضدباکتریایی، ضدقارچی و مخمر و آنتیاکسیدان میباشد لذا در مواردی که نیاز به این ترکیب با ارزش وجود دارد گونه مرزه خوزستانی انتخاب مناسبی میباشد.
زراعت و باغبانی
فاطمه برنا؛ مصطفی رحمتی جنیدآباد؛ صادق عبدرحمانی
چکیده
سابقه و هدف: استفاده از کودهای شیمیایی برای تولید محصولات با عملکرد بالا در کوتاهترین زمان ممکن نگرانی عمومی را در مورد پایداری، ایمنی و امنیت مواد غذایی ایجاد کرده است. ازاینرو، جایگزینهایی مانند کود زیستی در تضمین ایمنی و امنیت غذایی نیاز است. کودهای زیستی ابزار مهمی در کشاورزی پایدار هستند و میتوانند به گیاهان در مقابله ...
بیشتر
سابقه و هدف: استفاده از کودهای شیمیایی برای تولید محصولات با عملکرد بالا در کوتاهترین زمان ممکن نگرانی عمومی را در مورد پایداری، ایمنی و امنیت مواد غذایی ایجاد کرده است. ازاینرو، جایگزینهایی مانند کود زیستی در تضمین ایمنی و امنیت غذایی نیاز است. کودهای زیستی ابزار مهمی در کشاورزی پایدار هستند و میتوانند به گیاهان در مقابله با تنشهای محیطی کمک کنند. کاربرد این کودها در کشت گیاهان دارویی که ماهیت آنها تضمین سلامت جامعه است رو به افزایش است. گیاه دارویی بادرشبی با نام علمی Dracocephalum moldavica L. از خانواده نعناعیان است که تمامی پیکر گیاه حاوی اسانس است. در طب سنتی از آن برای درمان ناتوانیهای ذهنی، میگرن و مشکلات قلبی عروقی، احتقان، سردرد، معده درد، ناراحتیهای کبدی و بهعنوان آرامبخش استفاده میشود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کودهای زیستی بر روی گیاه دارویی بادرشبی در شرایط آب و هوایی خوزستان انجام شد.مواد و روشها: بررسی اثر کودهای زیستی بر رشد، عملکرد و کمیت و کیفیت اسانس گیاه دارویی بادرشبی، به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی بـا 7 تیمار و در سه تکرار در گروه علوم و مهندسی باغبانی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال 1401 انجام شد. پس از آنالیز خاک و آمادهسازی زمین، بذرها نشاء شده و در اسفندماه به زمین اصلی منتقل شد. کلیه عملیات کاشت و داشت شامل آبیاری و کنترل علفهای هرز بهطور یکسان برای همه تیمارها اعمال شد. تیمارهـای آزمایشـی شـامل شاهد (بدون کود-C)، تلقیح با بیوپتاس (K)، تلقیح با بیوازت (N)، تلقیح با بیوفسفر (P)، تلقیح با بیوازت+بیوفسفات (NP)، تلقیح با بیوازت+ بیوپتاس (NK) و تلقیح با بیوازت+ بیوفسفر+ بیوپتاس (NPK) بودنـد. برداشت اندامهای هوایی گیاه دارویی بادرشبی در مرحله گلدهی انجام شد. صفات مورد ارزیابی شامل ارتفاع بوته، تعداد گلآذین، طول گلآذین اصلی، وزن تر، وزن خشک، میزان اسانس، عملکرد وزن خشک و عملکرد اسانس بودند. استخراج اسانس به روش تقطیر با آب و بهوسیله دستگاه کلونجر انجام شد و ترکیبات مؤثره اسانس با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی- طیفسنجی جرمی (GC-MS) شناسایی گردید. دادههای حاصل با استفاده از نرمافزار آمـاری 9.1 SAS تجزیـه واریانس شده و مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون چند دامنهای دانکن در سطح احتمال 5% انجام شد. رسم نمودارها با بهرهگیری از نرمافزار EXCEL انجام شد.نتایج: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که کودهای زیستی اثر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی گیاه دارویی بادرشبی داشتند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد، بیشترین ارتفاع بوته (90.8 سانتیمتر) در تیمار P و تعداد گلآذین (11.91 عدد) و طول گلآذین اصلی (31.10 سانتیمتر)، وزن تر (50.31 گرم)، وزن خشک (11.31 گرم)، درصد اسانس (وزنی/وزنی) (2 درصد)، عملکرد وزن خشک (3393.5 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد اسانس (69.19 کیلوگرم در هکتار) در تیمار تلقیح با بیوازت+بیوفسفر+ بیوپتاس (NPK) مشاهده گردید. کمترین ارتفاع بوته (71.50 سانتیمتر)، تعداد گلآذین (4.12 عدد) و طول گلآذین اصلی (17.57 سانتیمتر)، وزن تر پیکر رویشی (15.68 گرم)، وزن خشک پیکر رویشی (3.98 گرم)، عملکرد وزن خشک (1194.75 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد اسانس (4.98 کیلوگرم در هکتار) در تیمار تلقیح با بیوپتاس (K) و درصد اسانس (0.44 درصد)، در تیمار تلقیح با بیوازت (N) مشاهده شد. نتایج آنالیز اجزای اسانس با دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگرافی گازی متصل به طیفسنج جرمی (GC/MS) نشان داد بین تیمارهای مختلف از نظر اجزای اسانس اختلاف وجود دارد. بهطوریکه، بیشترین میزان نرال (17.5 درصد) در تیمار P، ژرانیول (7.9 درصد) در تیمار NPK، ژرانیال (32.1 درصد) در تیمار K، نریل استات (2.5 درصد) در تیمار NPK و ژرانیل استات (73.2 درصد) در تیمار NK وجود دارد.نتیجهگیری: براساس نتایج، استفاده تلفیقی از کودهای زیستی، بهویژه NPK برای تولید حداکثر عملکرد و اسانس گیاه دارویی بادرشبی در شرایط اکولوژیکی مشابه پیشنهاد میگردد. پیشبینی میشود در این شرایط و بدون استفاده از کودهای شیمیایی، کشت این گیاه دارویی در یک سیستم کشاورزی پایدار منجر به تولید سالم، پایدار و اسانس با کیفیت شود.
زراعت و باغبانی
حیدر محمد خضیر ال جازع؛ بهرام عابدی؛ سیدحسین نعمتی
چکیده
سابقه و هدف: پونه (.Mentha longifolia L) از خانواده نعناع (Laminaceae) به صورت خودرو در مناطق مرطوب مثل حاشیه رودخانهها رشد میکند و کشت آن در مزارع و گلخانهها نیاز به آب با کیفیت دارد. شوری آب و خاک یکی از بزرگترین معضلات و مشکلات کشاورزی در مناطق گرم و خشک است. در چنین مناطقی شوری خاک و کمبود آب عامل اصلی کاهش رشد و عملکرد محصولات کشاورزی محسوب ...
بیشتر
سابقه و هدف: پونه (.Mentha longifolia L) از خانواده نعناع (Laminaceae) به صورت خودرو در مناطق مرطوب مثل حاشیه رودخانهها رشد میکند و کشت آن در مزارع و گلخانهها نیاز به آب با کیفیت دارد. شوری آب و خاک یکی از بزرگترین معضلات و مشکلات کشاورزی در مناطق گرم و خشک است. در چنین مناطقی شوری خاک و کمبود آب عامل اصلی کاهش رشد و عملکرد محصولات کشاورزی محسوب میشود. شناسایی و استفاده از اکوتیپها و ارقام مقاوم به تنش شوری میتواند به شکل مناسبی از افت تولید جلوگیری نماید. هدف این مطالعه بررسی تاثیر سطوح مختلف شوری آب بر عملکرد صفات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی سه اکوتیپ گیاه پونه وحشی، جهت شناسایی اکوتیپ مقاوم میباشد.مواد و روشها: این پژوهش با دو عامل به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. عامل اول شامل اکوتیپ با سه سطح (E1: خرسان جنوبی، E2: لرستان، E3: فارس) و عامل دوم تنش شوری با چهار سطح (صفر، ۷۵، ۱۰۰، ۱۵۰ میلیمولار نمک کلرید سدیم) بود. اعمال تیمار تنش شوری در مرحلهی 4 برگی آغاز شد و در مرحله 8 برگی اندازهگیری صفات مورفولوژیکی شامل ارتفاع گیاه، تعداد برگ، تعداد گل، طول گل، وزنتر و خشک برگ و وزنتر و خشک ریشه و همچنین خصوصیات فیزیولوژیکی شامل کلروفیل a، b، کل و میزان کارتنوئید، میزان نشت الکترولیت، محتوی فنول کل، محتوی فلاونوئید کل، میزان پرولین و محتوی کربوهیدرات کل انجام شد. دادههای حاصل توسط نرم افزارMinitab 19 مورد آنالیز قرار گرفت.نتایج: نتایج نشان داد اثر ساده اکوتیپ و تنش شوری و اثر متقابل اکوتیپ × تنش شوری روی صفات مورفولوژیکی شامل ارتفاع گیاه، وزنتر و خشک ریشه معنیدار بود، اثر ساده اکوتیپ و تنش شوری روی وزنتر و خشک برگ گیاهان اثر معنیدار نشان داد، همچنین اثر ساده اکوتیپ و تنش شوری و اثر متقابل اکوتیپ × تنش شوری روی صفات تعداد برگ، تعداد گل و طول گل معنیدار نبود. تنش شوری سبب کاهش معنیدار صفات مورفولوژیکی در اکوتیپهای مختلف که شامل ارتفاع گیاه، وزنتر و خشک برگ، وزنتر و خشک ریشه نسبت به شاهد گردید. اثر ساده اکوتیپ و تنش شوری و اثر متقابل اکوتیپ × تنش شوری بر روی صفات فیزیولوژیکی مانند کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل، کارتنوئید، میزان نشت الکترولیت، و محتوی کل فلاونوئید و میزان پرولین معنیدار شد. اثر ساده اکوتیپ و تنش شوری روی میزان فنول کل معنیدار بود. در صورتی که اثر ساده اکوتیپ و تنش شوری و اثر متقابل اکوتیپ × تنش شوری روی میزان محتوی کربوهیدرات معنیدار نشد. تنش شوری باعث کاهش میزان کلروفیل a، b، کل و کارتنوئید شد، از طرفی این تنش با تأثیر بر گیاه، باعث افزایش میزان محتوی پرولین، نشت الکترولیت، محتوی فنول کل و فلاونوئید برگ گیاه نسبت به گیاه شاهد شد.نتیجهگیری: طبق نتایج حاصل از صفات اندازهگیری شده سه اکوتیپ پونه وحشی، مشاهده گردید که این اکوتیپها واکنشهای متفاوتی را نسبت به تنش شوری نشان دادند. با توجه به نتایج و دادههای به دست آمده از اندازهگیری صفات ذکر شده، اکوتیپ (خراسان جنوبی) E1از لحاظ صفات مورد بررسی نسبت به سایر اکوتیپها برتری داشت و در برابر شرایط تنش شوری مقاومت بیشتری از خود نشان داد.
زراعت و باغبانی
افسون رضایی علولو؛ عزیزاله خیری؛ محسن ثانی خانی؛ ملیحه یعقوبی
چکیده
سابقه و هدف: گل انگشتانه ارغوانی (Digitalis purpurea L.) شناختهشدهترین گونه از جنسDigitalis و گیاهی دوساله است که برگهای آن حاوی ماده مؤثره از نوع گلیکوزیدهای قلبی (0.3 تا 0.4 درصد) میباشد. گلیکوزیدهای استخراج شده از گل انگشتانه به عنوان داروهای طبیعی درمان بیماریهای قلبی بوده که جایگزین شیمیایی نداشته و سالانه به فراوانی استفاده میشوند. ...
بیشتر
سابقه و هدف: گل انگشتانه ارغوانی (Digitalis purpurea L.) شناختهشدهترین گونه از جنسDigitalis و گیاهی دوساله است که برگهای آن حاوی ماده مؤثره از نوع گلیکوزیدهای قلبی (0.3 تا 0.4 درصد) میباشد. گلیکوزیدهای استخراج شده از گل انگشتانه به عنوان داروهای طبیعی درمان بیماریهای قلبی بوده که جایگزین شیمیایی نداشته و سالانه به فراوانی استفاده میشوند. با توجه به اینکه در سالهای اخیر برای افزایش متابولیتهای ثانویه، کمیت و کیفیت محصولات کشاورزی و کاربرد ترکیباتی ازجمله اسیدهای آمینه و نیز تنظیمکنندههای رشد به عنوان جایگزین ترکیبات شیمیایی طرفداران زیادی پیدا کرده است، این تحقیق برای بررسی نحوه پاسخ بیوشیمیایی و رشدی گیاه D. purpurea به کاربرد خارجی اسید گلوتامیک و بنزیل آدنین در شرایط گلخانهای، بررسی عملکرد این ترکیبات در بهبود خصوصیات مورفوفیزیولوژیک و افزایش عملکرد D. purpurea و نیز کاربرد آنها به جای استفاده از کودهای شیمیایی به لحاظ حفاظت از محیطزیست و تقویت کشاورزی پایدار انجام شده است.مواد و روشها: به منظور ارزیابی اثر کاربرد برگی بنزیلآدنین و اسید گلوتامیک بر ویژگیهای بیوشیمیایی و رشدی گیاه دارویی گل انگشتانه ارغوانی، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1399 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه زنجان اجرا شد. دو سطح بنزیلآدنین (0.5 و 1 میلیمولار) و دو سطح اسید گلوتامیک (1 و 2 میلیمولار) به همراه شاهد (آب مقطر) به عنوان تیمارهای آزمایش به کار برده شدند. بذرها ابتدا در سینی نشا حاوی کوکوپیت و پیتماس کشت گردیدند. سپس در مرحله چهار برگی 3 عدد نشا به گلدانهای از جنس پلاستیک منتقل شدند. بستر کشت شامل ترکیبی از خاک مزرعه، کوکوپیت و پرلیت (به نسبت 1:1:3) بود. میانگین دمای روز و شب گلخانه در طول دوره آزمایش به ترتیب 25 و 18 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 80% تنظیم شد. در طول آزمایش گیاهچهها هفتهای یکبار با 100 میلیلیتر محلول هوگلند کامل تغذیه شدند. بعد از انتقال نشاها به گلدانها و استقرار کامل آنها در اواخر خردادماه، محلولپاشی با تیمارهای مذکور شروع شده و چهار مرتبه به صورت 10 روز یکبار انجام شد و 10 روز بعد از آخرین محلولپاشی، از برگها نمونهگیری و برای انجام آزمایش به آزمایشگاه منتقل شد. تجزیه دادههای حاصل با استفاده از نرمافزارSAS نسخه 9 و مقایسه میانگین دادهها از طریق آزمون چند دامنه دانکن در سطح احتمال پنج درصد مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.نتایج: نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین مقدار کلروفیل کل (1.95 میلیگرم بر گرم وزن تر)، حداکثر میزان ظرفیت آنتیاکسیدانی (36.02%) و بیشترین میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز برگها (1.14 یونیت بر میلیگرم پروتئین در دقیقه) با کاربرد تیمار یک میلیمولار بنزیلآدنین حاصل شد. حداکثر میزان کاروتنوئید کل (0.14 میلیگرم بر گرم وزن تر)، فنل کل (12.52 میلیگرم گالیک اسید بر گرم وزن تر)، فلاونوئید کل (معادل 2.86 میلیگرم کوئرستین بر گرم وزن تر) و نیتروژن کل برگها (1.46%) با کاربرد دو میلیمولار اسید گلوتامیک حاصل شد. تیمار یک میلیمولار اسید گلوتامیک بیشترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز (4.09 یونیت بر میلیگرم پروتئین در دقیقه)، وزن تر (123.51 گرم) و وزن خشک (47.38 گرم) را موجب شد.نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، کاربرد برگی سطوح مختلف اسید گلوتامیک و بنزیلآدنین برای بهبود خصوصیات بیوشیمیایی و رشدی گیاه D. purpurea پیشنهاد میشود.
زراعت و باغبانی
لیدا برهمندزاده؛ علیرضا ابدالی مشهدی؛ عبدالمهدی بخشنده؛ علیرضا شافعی نیا؛ امین لطفی جلال آبادی؛ نرگس سلطانی
چکیده
سابقه و هدف: علفلیمو گیاهی چند ساله و متعلق به خانواده گندمیان است. این گیاه دارای ترکیبهای پلیفنولی ارزشمند است که کاربردهای دارویی، آرایشی و خوراکی دارند. استفاده از عواملی که بتوانند باعث افزایش عملکرد کمی و کیفی علفلیمو شوند از جنبه اقتصادی مهم است. اسید سالیسیلیک یک تنظیمکننده فرایندهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی است که ...
بیشتر
سابقه و هدف: علفلیمو گیاهی چند ساله و متعلق به خانواده گندمیان است. این گیاه دارای ترکیبهای پلیفنولی ارزشمند است که کاربردهای دارویی، آرایشی و خوراکی دارند. استفاده از عواملی که بتوانند باعث افزایش عملکرد کمی و کیفی علفلیمو شوند از جنبه اقتصادی مهم است. اسید سالیسیلیک یک تنظیمکننده فرایندهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی است که میتواند در نقش یک الیسیتور باعث افزایش تجمع متابولیتهای ثانویه در گیاهان شود. همچنین نیتروژن نقش مهمی در رشد گیاهان دارد و میتواند باعث افزایش کمیت و کیفیت عملکرد شود. در این آزمایش اثر کاربرد کود نیتروژن و اسید سالیسیلیک بر برخی خصوصیات کمی و کیفی علفلیمو بررسی شد.مواد و روشها: به منظور بررسی تغییرات برخی خصوصیات کمی و کیفی علفلیمو تحت تأثیر سطوح مختلف اسید سالیسیلیک و کود نیتروژن در شرایط آب و هوایی اهواز، آزمایشی بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با پنج سطح کود نیتروژن (0، 50، 100، 150، 200 کیلوگرم در هکتار) از منبع اوره و سه سطح اسید سالیسیلیک (0، 10 میکرومولار و 100 میکرومولار) با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال 1401-1400 اجرا گردید. در هر تیمار کودی، 20 درصد کود اوره پس از استقرار گیاه و بقیه آن جهت کاهش تلفات آبشویی، در چهار مرحله به همراه آب آبیاری و با توجه به درصد نیتروژن موجود در خاک اعمال گردید. محلولپاشی اسید سالیسیلیک وقتی که 70 درصد سطح هر پلات توسط علفلیمو پوشانده شد توسط سمپاش پشتی انجام گردید و 15 روز بعد تکرار شد. هر کرت آزمایشی سه متر عرض داشت و شامل شش خط کاشت به طول سه متر بود و فاصله بین کرتها نیم متر در نظر گرفته شد. فاصله خطوط کشت از یکدیگر 60 سانتیمتر و فاصله بین بوتهها روی خط کشت 40 سانتیمتر بود. خاک محل آزمایش دارای بافت سیلتی کلی، اسیدیته 7.5 و هدایت الکتریکی 2.6 دسیزیمنس بر متر بود. صفات مورد بررسی شامل کلروفیل a، b و کل، کارتنوئید، وزن تر و خشک کل، درصد آنتیاکسیدان، فنول کل، درصد و عملکرد اسانس بود.نتایج: اثر متقابل اسید سالیسیلیک و کود نیتروژن بر همه صفات مورد بررسی بجز درصد فعالیت آنتیاکسیدانی معنیدار شد. اثر کاربرد کود نیتروژن بر درصد فعالیت آنتیاکسیدانی معنیدار بود. بالاترین درصد فعالیت آنتیاکسیدانی (89.8 درصد) مربوط به کاربرد 150 کیلوگرم کود نیتروژن در هکتار بود. بالاترین و کمترین مقدار کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل به ترتیب با عدم کاربرد اسید سالیسیلیک × کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن و عدم کاربرد اسید سالیسیلیک × عدم کاربرد کود نیتروژن بهدست آمد که به ترتیب 140، 42 و 116 درصد تفاوت داشتند. بالاترین وزن تر و خشک کل با کاربرد 100 میکرومولار اسید سالیسیلیک و 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن بهدست آمد که نسبت به عدم کاربرد اسید سالیسیلیک و کود نیتروژن 75 درصد بیشتر بود. بالاترین درصد و عملکرد اسانس در تیمار کاربرد 10 میکرومولار اسید سالیسیلیک و 150 کیلوگرم کود نیتروژن بهترتیب با میانگین 0.87 درصد و 65.6 گرم در مترمربع مشاهده شد. همچنین در میان سطوح فاکتورهای آزمایش، کمترین عملکرد اسانس (18.29 گرم در مترمربع) با عدم کاربرد اسید سالیسیلیک و کود نیتروژن بهدست آمد که در مقایسه با حداکثر عملکرد با کاربرد 10 میکرومولار اسید سالیسیلیک و 150 کیلوگرم کود نیتروژن 260 درصد کمتر بود. کمترین درصد اسانس (0.45 درصد) با عدم کاربرد اسید سالیسیلیک و کاربرد 150 کیلوگرم کود نیتروژن بهدست آمد.نتیجهگیری: بهطورکلی، کاربرد کود نیتروژن و اسیدسالیسیلیک باعث افزایش عملکرد و درصد اسانس، ماده خشک کل و فنل کل برگ نسبت به شاهد شد. بالاترین عملکرد اسانس با کاربرد 10 میکرومولار اسید سالیسیلیک و 150 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن بهدست آمد.
زراعت و باغبانی
بهروز اسماعیل پور؛ الهام شجاعی؛ رسول آذرمی؛ زهرا اصلانی؛ سید کریم تهامی؛ مهدی داوری
چکیده
سابقه و هدف: مرزه (Satureja hortensis L.) گیاهی معطر از تیره نعناعیان بوده و با داشتن ترکیبهایی از قبیل تیمول و کارواکرول به عنوان ترکیبهای آنتیاکسیدان و ضدمیکروب در صنایع مختلف ازجمله صنایع غذایی و دارویی استفاده میشود. کودهای زیستی مانند قارچهای میکوریز و تریکودرما در مقایسه با کودهای شیمیایی دارای مزیتهایی ازجمله عدم تولید مواد ...
بیشتر
سابقه و هدف: مرزه (Satureja hortensis L.) گیاهی معطر از تیره نعناعیان بوده و با داشتن ترکیبهایی از قبیل تیمول و کارواکرول به عنوان ترکیبهای آنتیاکسیدان و ضدمیکروب در صنایع مختلف ازجمله صنایع غذایی و دارویی استفاده میشود. کودهای زیستی مانند قارچهای میکوریز و تریکودرما در مقایسه با کودهای شیمیایی دارای مزیتهایی ازجمله عدم تولید مواد سمی در چرخه غذایی، اصلاح خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک، مقرون به صرفه بودن و قابل پذیرش از نظر زیست محیطی میباشد. گونههای قارچ تریکودرما با سازوکارهای خاصی ازجمله کنترل بیولوژیکی بیماریهای خاک با تولید و فعالیت آنزیمها، تولید آنتیبیوتیکها و نفوذ به بدن قارچهای بیماریزا باعث تحریک و افزایش رشد گیاه میشوند.مواد و روشها: به منظور بررسی تأثیر قارچ تریکودرما (Trichoderma harzianum) بر شاخصهای رشدی، عملکرد و اجزای اسانس گیاه مرزه در بسترهای کشت آلی، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در گلخانه علوم باغبانی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا گردید. فاکتور اول بستر کشت در سه سطح، شامل 1- مخلوط خاک و ماسه (شاهد) و 2- مخلوط خاک و ماسه همراه با 30 درصد کمپوست قارچ مصرف شده 3- مخلوط خاک و ماسه همراه با 30 درصد ورمیکمپوست بودند و فاکتور دوم در دو سطح، 1- تلقیح با قارچ T. harizanum T22 و بدون تلقیح (شاهد) بود. به منظور ایجاد زهکش مناسب، ابتدا 2 سانتیمتر شن درشت در ته گلدانها ریخته شد. سپس بذرهای مرزه در گلدانهای کوچک کشت شده و گیاهان در مرحله دو تا سه برگ حقیقی به گلدانهای اصلی منتقل شدند. سایر مراقبتهای رشد از قبیل آبیاری و وجین علفهای هرز روی آنها انجام شد. در پایان آزمایش، صفات رویشی (ارتفاع بوته، سطح برگ، وزن خشک ساقه و ریشه، تعداد و طول شاخه فرعی)، صفات فیزیولوژیکی (شاخص سبزینگی)، عناصرغذایی N، K، P، Mg و Zn استخراج و آنالیز اسانس تعیین گردید.نتایج: نتایج نشان داد که اثرهای ساده کودهای آلی و قارچ تریکودرما بر شاخصهای رشد رویشی و صفات کیفی نسبت به شاهد معنیدار بود. بهطوریکه بیشترین میزان وزن خشک اندام هوایی (4.82 گرم)، (84.87 گرم)، بهترتیب در تیمارهای ورمیکمپوست و مایهکوبی با تریکودرما حاصل گردید. بیشترین مقدار شاخص کلروفیل (26.86) در تیمار مایهکوبی با قارچ و ورمی کمپوست، بیشترین محتوای عناصر فسفر (3606.3 میلیگرم در کیلوگرم)، نیتروژن (2.55 درصد)، منیزیم (55/64 میلیگرم در کیلوگرم) در تیمار مایهکوبی با قارچ تریکودرما و در تیمار بسترهای آلی بیشترین میزان عناصر روی (47.87 میلیگرم در کیلوگرم) نیتروژن (3.06 درصد) و فسفر (4143 میلیگرم در کیلوگرم) در کاربرد ورمیکمپوست بدست آمد. بیشترین میزان کارواکرول (71.90 درصد) در تیمار مایهکوبی با قارچ تریکودرما و بیشترین (0.599 میلیلیتر در گلدان) عملکرد اسانس در تیمار مایهکوبی با قارچ تریکودرما، همراه با بستر حاوی ورمیکمپوست حاصل گردید.نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، بستر آلی و قارچ تریکودرما میتوانند به عنوان بستر و کود مناسبی برای افزایش عملکرد در کشت ارگانیک مرزه معرفی شوند.
زراعت و باغبانی
احمد بخشی؛ وحید عبدوسی؛ مرضیه قنبری جهرمی
چکیده
سابقه و هدف: یکی از مهمترین عوامل اقلیمی که بر توزیع و پراکنش گیاهان سراسر جهان تاثیرگذار بوده و میتواند تغییرات مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی و عملکردی در گیاه ایجاد کند، کمبود آب در دسترس گیاه در اثر تنش خشکی است. جلبکها به واسطه داشتن درصد بالای ترکیبات پلیمری است که قادرند مولکولهای آب را جذب نموده و به حالت ژلهای درآیند. ...
بیشتر
سابقه و هدف: یکی از مهمترین عوامل اقلیمی که بر توزیع و پراکنش گیاهان سراسر جهان تاثیرگذار بوده و میتواند تغییرات مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی و عملکردی در گیاه ایجاد کند، کمبود آب در دسترس گیاه در اثر تنش خشکی است. جلبکها به واسطه داشتن درصد بالای ترکیبات پلیمری است که قادرند مولکولهای آب را جذب نموده و به حالت ژلهای درآیند. درصد بالای املاح و ترکیبات معدنی موجود در جلبکها که نیاز گیاهان به املاح را تأمین میکنند و سبب تحریک رشد و محصول گیاه، ایجاد مقاومت در برابر تنشهای محیطی، افزایش جذب مواد مغذی از خاک و نیز افزایش صفات آنتیاکسیدانی میشوند. ترخون گیاهی است علفی که امروزه به عنوان طعمدهنده در صنایع غذایی و اسانس آن در کنسروسازی و عطرسازی کاربرد دارد. از آنجایی که عصاره جلبک دریایی میتواند با داشتن عناصر مورد نیاز گیاه و هورمونهای رشد بدون آسیب به طبیعت به عنوان کود زیستی جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی و مقاومت گیاهان به انواع تنشهای محیطی شده و نقش مهمی در مدیریت تامین مواد غذایی سالم داشته باشد، تحقیق حاضر با هدف بررسی رشد و ویژگیهای بیوشیمیایی گیاه ترخون در شرایط تنش خشکی انجام شده است.مواد و روشها: تحقیق حاضر جهت بررسی رشد، خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه دارویی ترخون (Artemisia dracunculus L.) تحت تنش خشکی در چهار سطح (100، 80، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و عصاره آبی جلبک دریایی سارگاسوم (عدم محلولپاشی (شاهد)، 1 و 2 گرم در لیتر)؛ در بهار سال 1402 در گلخانهای واقع در دماوند به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. نشاهای چهار برگی گیاه ترخون از مزرعه آموزشی آموزشکده فنی و حرفهای دماوند تهیه و به گلدانهای سه لیتری منتقل شدند. پس از استقرار گیاهچهها (حدود 10 روز بعد) تنش خشکی به مدت 45 روز و محلولپاشی عصاره جلبک دریایی همزمان با شروع تنش خشکی هر دو هفته یکبار انجام شد. وضعیت رطوبتی گلدانها به وسیله وزن کردن روزانه تمامی آنها مشخص گردید و بدین ترتیب نقصان رطوبتی گلدانها با اضافه نمودن مقدار آب لازم به صورت روزانه و رساندن آنها به حد ظرفیت زراعی تیمار مربوطه جبران شد. نمونهبرداری از گیاهان یک هفته تا 10 روز پس از اتمام تیماردهی زمانی که رشد رویشی گیاه کامل شد (ابتدای ورود به فاز زایشی) جهت اندازهگیری صفات مورفوفیزیولوژیکی شامل وزن تر و خشک بوته، ارتفاع و تعداد شاخه فرعی و فیتوشیمیایی شامل پرولین و کربوهیدرات محلول، فنول و فلاونوئید کل، فعالیت آنتیاکسیدانی و درصد و عملکرد اسانس صورت گرفت.نتایج: نتایج نشان داد در شرایط تنش خشکی 40 درصد ظرفیت زراعی (تنش خشکی شدید) و عدم کاربرد عصاره جلبک کاهش معنیدار صفات مورفوفیزیولوژیک گیاه (ارتفاع بوته، قطر ساقه اصلی، تعداد شاخه فرعی، وزن تر و خشک اندام هوایی، میزان رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل a، b و کل) گیاه) مشاهده شد، استفاده از عصاره جلبک سبب کاهش اثر منفی تنش خشکی در ترخون شد. در تیمار 60 درصد ظرفیت زراعی (تنش خشکی ملایم) و عدم استفاده از عصاره جلبک بیشترین مقدار فنول کل (82 میلیگرم بر گرم اسید گالیک)، فلاونوئید کل (64.33 میلیگرم بر گرم کوئرستین)، فعالیت آنتیاکسیدانی (76 درصد) و درصد و عملکرد اسانس ترخون مشاهده گردید. تنش خشکی همچنین میزان آنزیمهای آنتیاکسیدانی در گیاه ترخون را افزایش داد و به موجب آن سنتز کربوهیدرات محلول و پرولین نیز نسبت به شاهد افزایش یافت. از میان غلظتهای جلبک دریایی، عصاره جلبک 2 گرم در لیتر اثر مثبت بیشتری بر صفات مورد مطالعه داشت.نتیجه گیری: نتایج کلی تحقیق نشان داد که گیاه ترخون نسبت به تنش خشکی خیلی مقاوم نبوده و کاهش عملکرد با افزایش شدت تنش کاملا مشهود بود. در شرایط تنش خشکی استفاده از عصاره جلبک به ویژه عصاره 2 گرم در لیتر داری اثر بهتری در تعدیل شدت تنش خشکی با بهبود شاخصهای مورفوفیزیولوژیک و فیتوشیمیایی مانند مقدار فنول و فلاونوئید کل و میزان اسانس بوته ترخون شد. در بیشتر موارد اختلاف معنیداری بین 2 و 1 گرم در لیتر عصاره جلبک وجود داشت، بنابراین مقدار 2 گرم در لیتر عصاره جلبک در شرایط تنش خشکی پیشنهاد میگردد.
زراعت و باغبانی
زینب شریفی؛ حمید رضا عیسوند؛ ناصر اکبری؛ امیدعلی اکپرپور
چکیده
سابقه و هدف: بنسرخ (Allium jesdianum) یک گونه مهم دارویی و خوراکی از خانواده Alliaceae و بومی ایران است. در حال حاضر به دلیل برداشت بیش از حد در محیط بومی خود در معرض خطر انقراض است. این مطالعه به منظور تقویت کشت، احیای زیستگاه طبیعی و حفاظت از این گونه ارزشمند انجام شد. بنابراین، برای افزایش پایداری این گونه، اکوتیپهای وحشی در محیطهای کشاورزی ...
بیشتر
سابقه و هدف: بنسرخ (Allium jesdianum) یک گونه مهم دارویی و خوراکی از خانواده Alliaceae و بومی ایران است. در حال حاضر به دلیل برداشت بیش از حد در محیط بومی خود در معرض خطر انقراض است. این مطالعه به منظور تقویت کشت، احیای زیستگاه طبیعی و حفاظت از این گونه ارزشمند انجام شد. بنابراین، برای افزایش پایداری این گونه، اکوتیپهای وحشی در محیطهای کشاورزی کشت شدند و تأثیر تغذیه گیاه و اسید جیبرلیک بر موفقیت تولیدمثلی و عملکرد کلی آن بررسی شد.مواد و روش: آزمایش به صورت بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1401-1400 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه لرستان انجام شد. تیمارها شامل کود گاوی در دو سطح (0 و 40 تن در هکتار)، کود زیستی NPK (شامل آزوتوبروار-1، پتابروار-2 و فسفات بروار-2) در دو سطح (0، 100 گرم در هکتار) و اسید جیبرلیک (مشتق شده از GA3) در دو سطح (0 و غلظت 250 پیپیام) بودند. پیازها از رویشگاه طبیعی خود در ارتفاعات مجاور محل تحقیقات جمعآوری شدند. در این تحقیق از یک اکوتیپ وحشی A. jesdianum استفاده شد. پیازها پس از تلقیح با کود زیستی NPK (ازوتوبروار-1، پتابروار-2، فسفاتبروار-2) و اسید جیبرلیک تحت کشت مزرعه قرار گرفتند. صفات مختلفی ازجمله ارتفاع بوته، وزن تر و خشک برگ، وزن و قطر پیاز مادر، وزن و قطر پیازهای دختر، تولید پیاز دختر، عملکرد اقتصادی و عملکرد بیولوژیکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SAS9.4 انجام شد و میانگین تیمارها با استفاده از آزمون LSD در سطح احتمال 5 درصد مقایسه گردید.نتایج: نتایج نشان داد که صفات رویشی مرتبط با عملکرد بهطور قابل توجهی تحت تأثیر کاربرد کود گاوی، کود زیستی NPK و اسید جیبرلیک چه در کاربرد منفرد تیمارها و چه در ترکیب با هم، قرار دارد. با وجود این، تعداد برگ در بوته هیچگونه تغییر معنیداری نشان نداد. حداکثر اندازهگیری ارتفاع بوته و وزن تر و خشک برگها به ترتیب 26.53 سانتیمتر، 8.24 گرم در بوته و 2.84 گرم در بوته در تیمار ترکیبی کود گاوی، کود زیستی NPK و اسید جیبرلیک بود. استفاده از کود و اسید جیبرلیک منجر به افزایش تقریباً 2.5 برابری در عملکرد برگ تازه و افزایش متوسط 18 درصد در عملکرد بیولوژیکی در مقایسه با شرایط بدون این تیمارها شد. متعاقباً، ترکیب کود گاوی و کود بیولوژیک بیشترین تأثیر را بر صفات کمی گیاهان نشان داد. وزن و قطر پیاز مادر بهطور قابل توجهی تحت تأثیر اثرهای اصلی و کاربرد توأم آنها قرار گرفت. حداکثر مقادیر ثبت شده برای این پارامترها 3.53 گرم در بوته و 22.52 میلیمتر بود که به اثر متقابل کود گاوی، کود زیستی NPK و اسید جیبرلیک نسبت داده شد. به دنبال این، اثر ترکیبی کود گاوی و کود زیستی NPK نیز بهطور قابل توجهی کمک کرد. بهطور مشابه، وزن و قطر پیازهای دختر تولیدی، روندهای مشابهی را با موارد مشاهده شده در پیازهای مادر نشان داد. موفقیت تولید در A. jesdianum بهطور قابلتوجهی با استفاده از کود گاوی، کودزیستی NPK و اسید جیبرلیک افزایش یافت. عملکرد بهینه پیاز در واحد سطح تحت کاربرد ترکیبی این کودها و اسید جیبرلیک (میانگین 13.33 عدد در واحد سطح) به دست آمد.نتیجهگیری: با توجه به نتایج آزمایش، استفاده از کود گاوی همراه با کود زیستی NPK و اسید جیبرلیک بهطور قابل توجهای باعث افزایش عملکرد گیاه و تولید پیازهای دختر میشود. در نتیجه، این تیمار برای کشاورزانی که به دنبال به حداقل رساندن اتکای خود به کودهای شیمیایی هستند توصیه میشود.
زراعت و باغبانی
افسون کامیاب؛ داود صمصام پور؛ نوید احمدی نسب؛ عبدالنبی باقری
چکیده
سابقه و هدف: گیاه آویشن (Thymus vulgaris L.) از گیاهان دارویی و معطر و متعلق به خانواده نعناعیان است. این گیاه دارای خواص ارزشمند دارویی و تغذیهای میباشد. خواص دارویی آویشن باغی سبب شده است تا این گیاه از معروفترین گیاهان در دنیا باشد، بنابراین تولید آن نقش مهمی در اقتصاد کشاورزی ایران دارد. تنشهای محیطی اثر معنیداری روی عملکرد و کیفیت ...
بیشتر
سابقه و هدف: گیاه آویشن (Thymus vulgaris L.) از گیاهان دارویی و معطر و متعلق به خانواده نعناعیان است. این گیاه دارای خواص ارزشمند دارویی و تغذیهای میباشد. خواص دارویی آویشن باغی سبب شده است تا این گیاه از معروفترین گیاهان در دنیا باشد، بنابراین تولید آن نقش مهمی در اقتصاد کشاورزی ایران دارد. تنشهای محیطی اثر معنیداری روی عملکرد و کیفیت گیاهان دارویی دارند. خشکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی و از عوامل محدود کننده تولید محصولات در جهان میباشد که میتواند اثرهای نامطلوبی روی رشد و عملکرد گیاهان داشته باشد. اندوفیتهای باکتریایی بهعنوان یکی از انواع میکروارگانیسمهای همزیست با گیاهان، نقش مهمی در بهبود رشد و عملکرد گیاهان میزبان خود در شرایط تنش خشکی دارند. با توجه به مشکلات کمآبی در ایران، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر اندوفیت باکتریایی Agrobacterium deltaense جدا شده از گیاه مور تلخ (Salvia mirzayanii) بر برخی خصوصیات کمّی و کیفی گیاهان آویشن باغی تحت تنش خشکی انجام شد. مواد و روشها: ابتدا با استفاده از روشهای مورفولوژیک، فیزیولوژیک و مولکولی، اندوفیت باکتریایی شناسایی شد. سپس بذرهای ضدعفونی شده آویشن باغی در شرایط استاندارد کشت گردیدند و پس از دو ماه به گلدان منتقل شدند. پس از طی شش ماه از زمان انتقال کشت به گلدان، در سه مرحله بهطور هفتگی با استفاده از اندوفیت باکتریایی A. deltaense، در گیاهان آویشن باغی تلقیح انجام شد. سوسپانسیون باکتری در محیط کشت NB با غلظت 108 × 1 میلیلیتر تنظیم شد، سپس بهصورت محلولپاشی به اندامهای هوایی گیاهان و تزریق به ریشه انجام گردید. برای اطمینان از حضور اندوفیتها پس از گذشت یک ماه از محلولپاشی، آزمون استقرار اندوفیت باکتریایی در گیاه انجام شد و بعد از آن تنش خشکی به مدت سه ماه اعمال گردید و بعد صفات مورفولوژیک، فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه آویشن باغی ارزیابی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشگاه هرمزگان در سال 1400 انجام شد. تیمارها در چهار سطح تنش خشکی (0، 25، 50 و 75 درصد ظرفیت مزرعه) و دو سطح تلقیح باکتری (عدم تلقیح و تلقیح باA. deltaense ) تعیین شدند. صفات مورد ارزیابی شامل: ارتفاع، وزنتر و خشک ساقه و ریشه، درصد نشت الکترولیت، کلروفیل a و b، کلروفیل کل، کاروتنوئید، پرولین، قندهای محلول، میزان فنول کل و درصد اسانس وابستگی میکوریزایی بودند.نتایج: تنش خشکی اثرهای معنیداری بر کاهش عملکرد گیاه آویشن باغی ازجمله کاهش ارتفاع ساقه، وزن تر و خشک ساقه و ریشه، کلروفیل a وb، کلروفیل کل و کاروتنوئید داشت. با این حال، تحت تنش خشکی شدید (75% ظرفیت زراعی)، تلقیح آویشن باغی با اندوفیت باکتریایی A. deltaense باعث افزایش معنیدار ارتفاع (35.41%)، وزن خشک ریشه (85.71%)، وزن تر ریشه (35.74%)، وزن خشک ساقه (22.83)، وزن تر ساقه (37%)، کلروفیل a (15.97%)، کلروفیل b (41.09%)، کلروفیل کل (20.77)، کاروتنوئیدها (25%) و سبب کاهش نشت الکترولیت به میزان 5.90% نسبت به شاهد و کاهش اثرهای منفی تنش خشکی گردید. همچنین، حضور اندوفیت باکتریایی A. deltaense در برابر عدم حضور آن در شرایط تنش خشکی، منجر به افزایش صفات پرولین (17.07%)، قندهای محلول (15.09%)، فنول کل (27.39%)، درصد اسانس (20%) و میزان وابستگی میکوریزایی (84%) نسبت به شاهد شد.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که میکروارگانیسمهای مفید ازجمله اندوفیت باکتریایی میتوانند بهعنوان راهکاری مناسب برای افزایش تحمل گیاهان به تنش خشکی استفاده شوند. از این ظرفیت میتوان در جهت کشاورزی پایدار و کاهش محدودیتهای کشت در مناطقی مانند مناطق خشک و کمآب استفاده کرد. در صورت استفاده از اندوفیت باکتریایی A. deltaense در کشت آویشن باغی تحت شرایط تنش خشکی، میتوان بهبود رشد و عملکرد گیاهان، افزایش میزان درصد اسانس و فنول کل که نشانگر کیفیت و ترکیبات مؤثر درمانی آنهاست را مشاهده کرد. این افزایش نه تنها به ارتقاء خواص دارویی گیاهان کمک میکند بلکه ارزش اقتصادی و تجاری آنها را نیز افزایش میدهد.
زراعت و باغبانی
زهرا بهارمست؛ معظم حسن پور اصیل؛ محمدباقر فرهنگی؛ امیر صحرارو
چکیده
سابقه و هدف: گل مغربی صورتی یکی از معروفترین گونههای دارویی با ارزش اقتصادی بالا در جهان است که در ایران نیز بهعنوان یک گیاه زینتی دارویی کاشته میشود. علاوه بر آن، روغن بذر آن در صنایع دارویی، صنایع غذایی، آرایشی و بهداشتی استفاده میشود. کیفیت محصولات کشاورزی را میتوان با استفاده از ریزمغذیها و کودهای زیستی افزایش داد. از ...
بیشتر
سابقه و هدف: گل مغربی صورتی یکی از معروفترین گونههای دارویی با ارزش اقتصادی بالا در جهان است که در ایران نیز بهعنوان یک گیاه زینتی دارویی کاشته میشود. علاوه بر آن، روغن بذر آن در صنایع دارویی، صنایع غذایی، آرایشی و بهداشتی استفاده میشود. کیفیت محصولات کشاورزی را میتوان با استفاده از ریزمغذیها و کودهای زیستی افزایش داد. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کاربرد قارچ آربوسکولار مایکوریزا و محلولپاشی عنصر روی بر جذب مواد مغذی و ویژگیهای مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی گل مغربی صورتی (Oenothera speciosa Nutt.) انجام شد.مواد و روشها: این پژوهش در طی یک سال از مهر 1401 تا شهریور 1402 بر روی گل مغربی انجام شد. بدین منظور بذرهای گل مغربی ابتدا به مدت 120 روز در شرایط گلخانه در گلدان اندازه 10 کشت و بعد در زمان انتقال نشاء به گلدان اصلی با گونه مایکوریزا آربوسکولار Glomus intraradices تلقیح شدند و مایهزنی در دو سطح تلقیح و عدم تلقیح در زمان انتقال نشاء گلدان اصلی انجام گردید. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا و محلولپاشی عنصر روی به شکل سولفات روی در سه سطح صفر (شاهد)، 3 و 5 میلیگرم در لیتر در سه تکرار در مرحله هشت برگی انجام شد. پیش از کاشت گیاه از مخلوط خاک مورد استفاده نمونهبرداری شد و آزمایش فیزیکی و شیمیایی خاک شامل غلظت عنصرهای نیتروژن، پتاسیم، فسفر و کربن زیستتوده انجام شد. صفات مورد بررسی شامل صفات مورفولوژیک (وزن تر و خشک اندام هوایی، تعداد گل در ساقه، قطر گل، طول دوره گلدهی، تعداد برگ، تعداد کپسول، تعداد بذر در کپسول، تعداد شاخه جانبی) و تعداد اسپور مایکوریزا در خاک و صفات فیزیولوژیک شامل کلروفیلهای a، b و کل، کاروتنوئید، فنل و فلاونوئید و آنتیاکسیدان و فعالیت آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز در برگ ارزیابی شدند.نتایج: نتایج نشان داد که در تیمار محلولپاشی با سولفات روی 5 میلیگرم بر لیتر صفات تعداد گل در بوته، تعداد کپسول در بوته، تعداد بذر در بوته، عملکرد بذر، تعداد میانگره، تعداد ساقه فرعی و وزن تر و خشک اندام هوایی و صفات فیتوشیمیایی فلاونوئید، آنتیاکسیدان، کاتالاز و پراکسیداز و علاوه بر این عنصرهای فسفر، روی، بور، منگنز، آهن و مس در سطح احتمال 1% تفاوت معنیداری با هم داشتند. در کاروتنوئید و عنصرهای نیتروژن و پتاسیم در سطح احتمال 5% تفاوت معنیداری حاصل شد. اثر تیمار تلقیح با قارچ آربوسکولار مایکوریزا بر صفات تعداد گل در بوته، تعداد کپسول در بوته، تعداد بذر در بوته، عملکرد بذر، قطر گل، قطر ساقه، سطح برگ، تعداد برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی، ارتفاع گیاه و طول دوره گلدهی و علاوه بر این کلروفیل کل، فنل، فلاونوئید، آنتیاکسیدان و کاتالاز و عنصرهای نیتروژن، روی، بور، منگنز، آهن و مس در سطح احتمال 1% تفاوت معنیداری با هم داشتند. صفت تعداد ساقه فرعی، کاروتنوئید و پراکسیداز در سطح احتمال 5% معنیدار بود. اثر متقابل تیمارهای محلولپاشی با سولفات روی 5 میلیگرم بر لیتر و قارچ آربوسکولار مایکوریزا در صفت وزن تر اندام هوایی و کلروفیل کل در سطح احتمال 1% و تعداد گل و کلروفیل a و کاتالاز و عنصر روی در سطح احتمال 5% تفاوت معنیداری مشاهده شد. مقایسه بین تیمارها نشان داد تیمار محلولپاشی با سولفات روی 5 میلیگرم در لیتر همراه با تلقیح قارچ آربوسکولار مایکوریزا بیشترین تأثیر را بر افزایش میزان گلدهی، عملکرد بذر و ترکیبات فنلی و آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز داشت.نتیجهگیری: بهطور کلی میتوان نتیجهگیری کرد که در بین تیمارهای استفاده شده، تیمار محلولپاشی با سولفات روی (5 میلیگرم بر لیتر) همراه با قارچ آربوسکولار مایکوریزا میتواند با تأثیر بر فراهمی عناصر غذایی و افزایش رشد رویشی در حصول عملکرد بالای گل و بذر و افزایش میزان کلروفیلهای a و کل، کاروتنوئید، فلاونوئید، آنتیاکسیدان، کاتالاز و پراکسیداز این گیاه با ارزش مؤثر باشد.
زراعت و باغبانی
محمد خوب بخت؛ روح اله رحیمی؛ خلیل کریمزاده اصل
چکیده
سابقه و هدف: زعفران، یکی از گیاهان بومی و گرانقیمت ایران است که کاشت آن سابقهای بسیار قدیمی دارد. این گیاه یکی از گیاهان مهم در صادرات محصولات کشاورزی بوده و نقش مهمی را در ارزآوری برای کشور ایفاء میکند. ایران در حال حاضر بهعنوان بزرگترین تولیدکننده زعفران، حدود 60% از کل تولید جهان را به خود اختصاص داده است. هدف از این پژوهش، تعیین ...
بیشتر
سابقه و هدف: زعفران، یکی از گیاهان بومی و گرانقیمت ایران است که کاشت آن سابقهای بسیار قدیمی دارد. این گیاه یکی از گیاهان مهم در صادرات محصولات کشاورزی بوده و نقش مهمی را در ارزآوری برای کشور ایفاء میکند. ایران در حال حاضر بهعنوان بزرگترین تولیدکننده زعفران، حدود 60% از کل تولید جهان را به خود اختصاص داده است. هدف از این پژوهش، تعیین الگوی مصرف انرژی و بررسی رابطه بین انرژی ورودی و عملکرد، برای تولید زعفران در غرب استان اصفهان میباشد.مواد و روشها: در این تحقیق اطلاعات مورد نیاز بهوسیله پرسشنامه و مصاحبه حضوری با کشاورزان جمعآوری شد. نهادههای مورد بررسی شامل نیروی کارگری، ماشین، سوخت دیزل، کودهای شیمیایی و آلی، آب آبیاری، الکتریسیته و انرژی بذر (پیاز) بودند. معادل انرژی هر یک از نهادهها با ضرب مقدار مصرف نهادهها در همارز انرژی آن محاسبه شد. براساس معادلهای انرژی ورودی و خروجی، شاخصهای انرژی مانند نسبت انرژی (بازده مصرف انرژی)، بهرهوری انرژی و انرژی ویژه محاسبه گردید. بازده انرژی از تقسیم انرژی خروجی به انرژی ورودی بدست میآید. به منظور تعیین رابطه ریاضی بین ورودیهای انرژی و عملکرد از تابع تولید کاب-داگلاس در این مطالعه استفاده شد. انرژی مورد نیاز در کشاورزی به چهار گروه مستقیم، غیرمستقیم، تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر تقسیم میشود. روش بهرهوری فیزیکی حاشیهای برای تحلیل حساسیت نهادههای انرژی ورودی در تولید زعفران استفاده شد. این روش نشان میدهد که با افزایش یک واحد در یکی از نهادههای انرژی، با ثابت بودن سایر عوامل تولید، میزان تغییر در عملکرد چه میزان است. مقدار مثبت MPP هر نهاده نشان میدهد که با افزایش در ورودی، تولید نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین استفاده از متغیر خروجی تا زمانی که منبع ثابت بهطور کامل استفاده نشده است نباید متوقف شود. مقدار منفی MPP عوامل ورودی نشاندهنده این است که هر واحد اضافه ورودی موجب کاهش عملکرد میشود.نتایج: براساس نتایج این تحقیق، پیاز مورد استفاده برای کشت (بذر) (54.11%) پرمصرفترین نهاده در تولید زعفران میباشد و پس از آن کود دامی (13.51%) و برق (11%) است. نسبت انرژیهای تجدیدپذیر در زعفران بیشتر از انرژیهای تجدیدناپذیر مصرفی بود. دو روش برای محاسبه بازده مصرف انرژی در زعفران وجود دارد: اولی براساس کل خروجی زعفران مانند کلاله، برگ و پیاز است و دومی فقط کلاله زعفران در نظر گرفته میشود. به دلیل بازده بسیار پایین کلاله در زعفران، بازده مصرف انرژی در روش دوم نسبت به روش اول بسیار جزئی است. در این مطالعه، بازده مصرف انرژی تنها براساس کلاله زعفران 0.200 بود. مقدار R2 برای مدل کاب-داگلاس براساس مصرف انرژی 0.84 برآورد شد که نشان میدهد این مدل توانایی پیشبینی و توضیح 84% تغییرات عملکرد توسط 5 نهاده نیروی کارگری، آب آبیاری، ماشینها، کودهای شیمیایی و حیوانی را دارد. نتایج تابع کاب-داگلاس نشان داد که انرژی ورودی نیروی انسانی، ماشینآلات، کودهای شیمیایی و حیوانی و آب برای آبیاری بر عملکرد تأثیر معنیداری دارد. نتایج حاصل از تحلیل حساسیت نشان داد که از بین انرژیهای ورودی، انرژی نیروی انسانی بیشترین مقدار MPP را به خود اختصاص داد. همچنین انرژی نیروی انسانی بیشترین اثر (0.87) را در مقایسه با سایر منابع در تولید زعفران داشت.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کل انرژی مصرفی برای تولید محصول زعفران 138319 مگا ژول در هکتار بدست آمد. سهم انرژیهای تجدیدپذیر برای تولید زعفران 16.46% بود. بازده مصرف انرژی، بهرهوری انرژی، انرژی ویژه و انرژی خالص تولید زعفران بهترتیب 3.7، 0.24 کیلوگرم بر مگاژول، 4.8 کیلوگرم بر مگاژول و 377600 مگاژول بر هکتار بدست آمد.
زراعت و باغبانی
امید حیدر پور؛ بهروز اسماعیل پور؛ علی اشرف سلطانی؛ زهرا اصلانی
چکیده
سابقه و هدف: کمبود آب اثرهای نامطلوبی بر فرایندهای فیزیولوژیکی مانند فتوسنتز، جذب عناصر غذایی، توسعه و تقسیم سلولی، تجمع و انتقال مواد غذایی داشته و بدین طریق موجب کاهش عملکرد گیاهان میگردد. کودهای زیستی باعث تحریک جوانهزنی، افزایش طول ریشه، فتوسنتز، در دسترس بودن و جذب مواد مغذی خاک و فعالیت میکروبی خاک در شرایط استرسزا میشوند. ...
بیشتر
سابقه و هدف: کمبود آب اثرهای نامطلوبی بر فرایندهای فیزیولوژیکی مانند فتوسنتز، جذب عناصر غذایی، توسعه و تقسیم سلولی، تجمع و انتقال مواد غذایی داشته و بدین طریق موجب کاهش عملکرد گیاهان میگردد. کودهای زیستی باعث تحریک جوانهزنی، افزایش طول ریشه، فتوسنتز، در دسترس بودن و جذب مواد مغذی خاک و فعالیت میکروبی خاک در شرایط استرسزا میشوند. کاربرد کودهای ارگانیک مانند کمپوست و ورمیکمپوست برای بهبود انعطافپذیری و عملکرد محصول نشان داده شده است. استفاده از اصلاحکنندههای آلی میتواند باعث افزایش کربن و محتوی کل مواد آلی در خاک و همچنین افزایش تغذیه معدنی و ظرفیت نگهداری آب در خاک شود. هدف از این پژوهش، بررسی تنش خشکی، باکتریهای محرک رشد و ورمیکمپوست بر عملکرد، میزان عناصر غذایی و اجزای اسانس گیاه مرزه است.
مواد و روشها: آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1396-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل: تنش خشکی در سه سطح (S1: آبیاری کامل، S2: قطع آبیاری در 50% گلدهی و S3: قطع آبیاری در اوایل گلدهی)، مایهکوبی شامل عدم مایهکوبی و مایهکوبی با باکتری سودوموناس 15P و باکتری استرپتومایسس و ورمیکمپوست در چهار سطح (صفر، 1، 1.5 و 2 تن در هکتار) بود. قبل از کاشت بذرهای مورد نظر را در محرکهای زیستی قرار داده و بهصورت بذرمال آماده شد. بذر مرزه بهصورت ردیفی با فاصله بین ردیفها 25 سانتیمتر و فاصله روی ردیفها 20 سانتیمتر و در عمق 0.5 سانتیمتری کشت گردید. برای اعمال تیمار آبیاری، خاک مزرعه در افق ریشههای گیاه تا عمق 20 سانتیمتر با حفر پروفیل، بررسی شد. برای کنترل آب از روش وزنی استفاده گردید. ظرفیت مزرعهای و نقطه پژمردگی دائم با استفاده از نمونههای دستنخورده در حالت 24 ساعت پس از اشباع خاک برای ظرفیت مزرعهای و قرار دادن در دستگاه مکش با 15 اتمسفر فشار منفی برای نقطه پژمردگی دائم بدست آمد و مقادیر مربوط برای خاک در عمق صفر تا 30 سانتیمتر با توجه به لایهبندی خاک و از تفاضل آنها میزان آب قابل استفاده خاک تعیین شد. در طول آزمایش آب قابل استفاده (با توجه به مرحله رشدی گیاه) توسط سیلندر نمونهبرداری خاک و انتقال به آون بهصورت درصد وزنی رطوبت تعیین شد. صفات مورد بررسی شامل ارتفاع گیاه، وزن خشک شاخساره، وزن خشک ریشه، غلظت عناصر فسفر، پتاسیم و اجزای اسانس بودند.
نتایج: براساس نتایج بدست آمده تنش خشکی، ورمیکمپوست و مایهکوبی با باکتریهای محرک رشد بر پارامترهای اندازهگیری شده تأثیر معنیداری داشته است. بهطوری که بیشترین میزان ارتفاع بوته (62.36 سانتیمتر)، وزن خشک شاخساره (28.72 گرم)، وزن خشک ریشه (6.35 گرم)، جذب فسفر (1.3%) و میزان جذب پتاسیم (2.3%) در شرایط بدون تنش، کاربرد دو تن در هکتار ورمیکمپوست و مایهکوبی با باکتری استرپتومایسس و کمترین میزان ارتفاع بوته ( 22.33 سانتیمتر)، وزن خشک شاخساره(18.33 گرم)، وزن خشک ریشه (3.07 گرم)، فسفر ( 0.85%) و پتاسیم ( 1.2%) در بسترهای کاشت بدون کاربرد ورمیکمپوست و بدون مایهکوبی با محرکهای زیستی و در تیمار تنش قطع آبیاری در ابتدای گلدهی بدست آمد. همچنین بالاترین میزان کارواکرول (62%) و گاما-ترپینن (26/9%) در تیمار تنش خشکی (قطع آبیاری در ابتدای گلدهی) و بسترهای حاوی 2 تن در هکتار ورمیکمپوست در گیاهان مایهکوبی شده با باکتری استرپتومایسس بدست آمد.
نتیجهگیری: کاربرد ورمیکمپوست همراه با باکتریهای محرک رشد را میتوان بهعنوان کودهای کشاورزی پایدار حاوی میکروارگانیسمهای مفید برای بهبود عملکرد رشد و اجزای اسانس گیاه مرزه در شرایط تنش خشکی و بدون تنش پیشنهاد کرد.
زراعت و باغبانی
توفیق سجادیان؛ خسرو عبداللهی؛ جلال خورشیدی
چکیده
سابقه و هدف: زعفران (Crocus sativus L.) یکی از گرانترین ادویههای جهان است که بهدلیل تقاضای بالایی که در بازارهای جهانی برای آن وجود دارد، کشت و کار آن به شدت در حال توسعه است. کمّیت و کیفیت محصول علاوه بر ژنتیک، تحت تأثیر شرایط آب و هوایی و خاکی محل کشت قرار دارد. بنابراین، شناسایی مناطقی که شرایط آب و هوایی و خاکی آنها نزدیک به شرایط بهینه ...
بیشتر
سابقه و هدف: زعفران (Crocus sativus L.) یکی از گرانترین ادویههای جهان است که بهدلیل تقاضای بالایی که در بازارهای جهانی برای آن وجود دارد، کشت و کار آن به شدت در حال توسعه است. کمّیت و کیفیت محصول علاوه بر ژنتیک، تحت تأثیر شرایط آب و هوایی و خاکی محل کشت قرار دارد. بنابراین، شناسایی مناطقی که شرایط آب و هوایی و خاکی آنها نزدیک به شرایط بهینه تولید زعفران باشد، ما را در دستیابی به مطلوبترین عملکرد کمّی و کیفی یاری میکند.
مواد و روشها: در این پژوهش، زعفران در شش منطقه مختلف استان کردستان (سنندج، کامیاران، قروه، دهگلان، دیواندره و مریوان) در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی کشت شد و طی سه سال (1399 تا 1401) ارزیابی گردید. کورمهای زعفران استفاده شده در این پژوهش، توده تربتحیدریه بودند. در هر منطقه زمینی به مساحت 25 مترمربع انتخاب و پس از آمادهسازی، سه کرت با ابعاد 2×2 متر با فواصل 1 متر از هم ایجاد گردید. هر کرت آزمایشی شامل 10 ردیف کشت بود و روی هر ردیف کشت، 20 چاله به عمق 15 سانتیمتر و فاصله 10 سانتیمتر از همدیگر ایجاد شد و در هر چاله کشت، یک عدد کورم کشت گردید. در هر سال دو بار آبیاری (اوایل مهر و اواخر مهر) بهصورت غرقابی انجام شد. در فصل گلدهی، گلهای زعفران برداشت و ویژگیهای عملکردی (تعداد گل، عملکرد گل خشک، عملکرد کلاله خشک و طول کلاله) و فیتوشیمیایی (محتوای کروسین و سافرانال کلاله) آنها اندازهگیری شد. مجموع بارش ماهانه و نیز میانگین دمای ماهانه مربوط به هر منطقه در طول دوره پژوهش از نزدیکترین ایستگاه هواشناسی به آن منطقه بدست آمد. نمونه خاک هر منطقه نیز در آزمایشگاه مورد آنالیز فیزیکی و شیمیایی قرار گرفت. در نهایت به کمک نرمافزار SPSS، مقایسه میانگین دادهها به روش دانکن و همبستگی بین دادههای آب و هوایی و خاکی با صفات عملکردی و فیتوشیمیایی به روش پیرسون بدست آمد.
نتایج: بیشترین میانگین عملکرد کلاله در هر سه سال متعلق به زعفران کشت شده در کامیاران بود (0.009±0.13، 0.085±27/1 و 0.052±1.54 گرم در مترمربع بهترتیب در سالهای 1399، 1400 و 1401). در هر سه سال، بیشترین میانگین محتوای کروسین از کلالههای برداشت شده از مزرعه دیواندره بدست آمد (15.77±53.01، 26.6±92.54 و 5.12±143.07 میلیگرم در گرم کلاله خشک بهترتیب در سالهای 1399، 1400 و 1401). بیشترین میانگین محتوای سافرانال در سالهای 1399 (0.38±4.09 میلیگرم در گرم کلاله خشک)، 1400 (0.44±2.48 میلیگرم در گرم کلاله خشک) و 1401 (0.14±5.05 میلیگرم در گرم کلاله خشک)، بهترتیب متعلق به کلاله زعفرانهای مزارع کامیاران (بدون تفاوت معنیدار با سایر مناطق غیر از مریوان)، مریوان (بدون تفاوت معنیدار با دهگلان و دیواندره) و دیواندره (بدون تفاوت معنیدار با سایر مناطق غیر از کامیاران) بود. عملکرد گل خشک و عملکرد کلاله همبستگی منفی معنیداری با میزان رس (بهترتیب *0.329- =r و **0.356- =r)، مواد آلی (بهترتیب **0.422- =r و **0.428- =r) و نیتروژن (بهترتیب **0.437- =r و **0.444- =r) و همبستگی مثبت معنیداری با پتاسیم (بهترتیب **0.544 =r و **0.561 =r) و فسفر (بهترتیب **0.410 =r و **0.435= r) نشان دادند. محتوای کروسین کلاله همبستگی مثبت معنیدار با میزان رس (**0.557 =r) و اسیدیته خاک (**0.438 =r) و همبستگی منفی معنیداری با میزان شن خاک (**0.461- =r) داشت. سافرانال با هیچیک از ویژگیهای خاک و ارتفاع از سطح دریا، همبستگی معنیداری نشان نداد. بین صفات اندازهگیری شده با میانگین دمای ماهانه و مجموع بارش ماهانه نیز همبستگیهای قابل توجهی بدست آمد.
نتیجهگیری: بهطور کلی، مناطقی از استان کردستان با میزان بارندگی کمتر در بهار، تابستان و اوایل پاییز، بارندگی بیشتر در اواخر پاییز و طی زمستان، متوسط دمای ماهانه بیشتر، دارای خاکهای متوسط بافت حاوی فسفر و پتاسیم بیشتر و نیتروژن و مواد آلی کمتر و اسیدیته کمی قلیایی، برای تولید زعفران، مناسب شناخته شدند. براساس مجموع صفات کمّی و کیفی اندازهگیری شده، از بین مناطق مورد مطالعه، کامیاران مناسبترین شرایط را برای تولید زعفران داشت.
زراعت و باغبانی
فائزه بهشتی قله زو؛ محمد مقدم؛ لیلا سمیعی
چکیده
سابقه و هدف: در تولید گیاهان دارویی، حفظ کیفیت و ترکیبهای مؤثر آنها چالشی اساسی است. جنس مریمگلی (Salvia spp.)، منبع سرشاری از ترکیبهای بیولوژیک هستند که باعث انهدام رادیکالهای آزاد و اثرهای آنتیاکسیدانی، ضدالتهابی و ضد میکروبی این گیاهان میشوند. مریمگلی ترکهای (Salvia virgata) دارای چندین فعالیت بیولوژیکی است و از آن برای درمان ...
بیشتر
سابقه و هدف: در تولید گیاهان دارویی، حفظ کیفیت و ترکیبهای مؤثر آنها چالشی اساسی است. جنس مریمگلی (Salvia spp.)، منبع سرشاری از ترکیبهای بیولوژیک هستند که باعث انهدام رادیکالهای آزاد و اثرهای آنتیاکسیدانی، ضدالتهابی و ضد میکروبی این گیاهان میشوند. مریمگلی ترکهای (Salvia virgata) دارای چندین فعالیت بیولوژیکی است و از آن برای درمان زخمها و بیماریهای مختلف پوستی و برای جلوگیری از سرطان خون استفاده میشود. کادمیوم بهدلیل نیمهعمر زیستی طولانی، تحرک قابل توجه در خاک و ظرفیت جذب توسط گیاهان، یکی از سمّیترین فلزات سنگین است. اثرهای منفی کادمیوم بر رشد، فعالیتهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان، باعث کاهش کیفیت و عملکرد گیاهان میشود. سدیم نیتروپروساید با آزاد کردن نیتریک اکسید (NO)، در فرایندهای زیستی و پاسخ به تنشهای مختلف دخالت دارد.
مواد و روشها: با هدف بررسی تأثیر سطوح مختلف سدیم نیتروپروساید در بهبود پاسخ گیاه مریمگلی ترکهای (Salvia virgata) به تنش کادمیوم تحت شرایط درون شیشهای، آزمایشی با طراحی فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در پژوهشکده علوم گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. فاکتورهای مورد مطالعه شامل سطوح مختلف کادمیوم (0 (شاهد)، 25، 50 و 100 میکرومولار) و سدیم نیتروپروساید (0 (شاهد)، 15 و 30 میکرومولار) بودند. از محیط کشت موراشیگ و اسکوگ برای کشت بذرها استفاده شد. در این آزمایش مقادیر مختلف نیترات کادمیوم قبل از تنظیم pH به محیط کشت اضافه گردید. سدیم نیتروپروساید بهدلیل حساسیت به دمای بالا بعد از اتوکلاو و با فیلتر زیر لامینار به محیط اضافه گردید. در ابتدا، بذرها با استفاده از الکل 70% و هیپوکلریت سدیم 2% استریل شدند؛ سپس در محیط کشت کاشته شدند. پس از سه ماه رشد، گیاهچهها از محیط کشت برداشته شدند. صفات رشدی شامل وزن تر و خشک بخش هوایی، ریشه و کل گیاهچه و صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی شامل رنگیزههای فتوسنتزی (اندازهگیری کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید، کلروفیل کل و رنگیزه فتوسنتزی کل)، فلاونوئید، فنول کل، کربوهیدرات، پرولین، پروتئین و فعالیت آنتیاکسیدانی اندازهگیری شدند. تجزیهوتحلیل دادههای بدستآمده از این پژوهش با استفاده از نرمافزار Minitab انجام شد. مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون Bonferroni در سطح احتمال 5% انجام شد.
نتایج: طبق نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها، اثر متقابل کادمیوم و نیتروپروساید بر وزن تر گیاهچه، طول اندام هوایی، کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید، رنگیزههای فتوسنتزی کل، فنل کل، کربوهیدرات و پرولین در سطح احتمال 1% و وزن خشک گیاهچه، کلروفیل کل، فلاونوئید و پروتئین در سطح احتمال 5% معنیدار شد. اثر متقابل تیمارها بر فعالیت آنتیاکسیدانی معنیدار نشد؛ ولی اثرهای ساده آنها معنیدار شد. نتایج مقایسه میانگین دادهها نشان داد که تنش کادمیوم باعث کاهش وزن تر و خشک گیاهچه، طول اندام هوایی، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کاروتنوئید و رنگیزههای فتوسنتزی کل در گیاه مریمگلی ترکهای شد و استفاده از سدیم نیتروپروساید منجر به بهبود این صفات گردید؛ بهطوری که استفاده از 30 میکرومولار سدیم نیتروپروساید تحت تنش کادمیوم با غلظت 50 میکرومولار، بیشترین وزن تر و خشک گیاهچه و میزان پرولین را نشان داد و استفاده از 15 میکرومولار سدیم نیتروپروساید تحت تنش کادمیوم با غلظت 25 میکرومولار، بیشترین میزان طول اندام هوایی، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کاروتنوئید و رنگیزههای فتوسنتزی کل را نشان داد. همچنین، نتایج دیگر این پژوهش بیانگر آن بود که تنش کادمیوم منجر به افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی، میزان فلاونوئید کل، فنل کل، کربوهیدرات محلول، پرولین و پروتئین در گیاه مریمگلی ترکهای شد؛ اما استفاده از سدیم نیتروپروساید باعث بهبود تأثیرات منفی تنش کادمیوم میگردید؛ بهطوری که استفاده از 30 میکرومولار سدیم نیتروپروساید منجر به افزایش فلاونوئید کل، فنل کل، کربوهیدرات محلول و پروتئین در شرایط تنش کادمیوم با غلظت 25 میکرومولار شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند که تنش کادمیوم باعث کاهش رشد و عملکردهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان میشود، اما استفاده از سدیم نیتروپروساید توانست تأثیرات منفی کادمیوم را بهبود بدهد. این یافتهها نشان میدهد که سدیم نیتروپروساید میتواند بهعنوان یک ابزار مؤثر در مدیریت تنشهای کادمیومی در گیاهان دارویی مورد استفاده قرار گیرد و به بهبود رشد و کیفیت این گیاهان کمک کند. این تحقیق علاوه بر افزایش اطلاعات ما درباره سازوکارهای پاسخ گیاهان به تنش کادمیومی، به تحلیل تأثیر سدیم نیتروپروساید در مواجهه با آلایندههای زیستمحیطی کمک میکند.
زراعت و باغبانی
فرهاد باقری فرد شربیانی؛ اسماعیل چمنی؛ موسی ترابی گیگلو؛ علیرضا قنبری؛ یونس پوربیرامی هیر
چکیده
سابقه و هدف: اثرهای مفید گیاه بابونه به اسانس آن نسبت داده شده است، بنابراین هر عاملی که به کمیت اسانس آن اثر بگذارد مورد توجه محققان قرار خواهد گرفت. به منظور بررسی تأثیر تنظیمکنندههای رشد گیاهی اسید سالیسیلیک و متیل جاسمونات بر تولید متابولیتهای ثانویه در گیاه بابونه تحت شرایط درون شیشهای بومی منطقه شهر شربیان، این آزمایش ...
بیشتر
سابقه و هدف: اثرهای مفید گیاه بابونه به اسانس آن نسبت داده شده است، بنابراین هر عاملی که به کمیت اسانس آن اثر بگذارد مورد توجه محققان قرار خواهد گرفت. به منظور بررسی تأثیر تنظیمکنندههای رشد گیاهی اسید سالیسیلیک و متیل جاسمونات بر تولید متابولیتهای ثانویه در گیاه بابونه تحت شرایط درون شیشهای بومی منطقه شهر شربیان، این آزمایش انجام شد.مواد و روشها: برای انجام این پژوهش، بذرهای گیاهان بابونه از استان آذربایجانشرقی شهر شربیان (N ʺ52 ʹ58 ˚37 و E ʺ06 ʹ11 ˚47) جمعآوری شد. بذرها پس از انتقال به مدت 15 دقیقه در ماده شوینده و سطح آنها به مدت 45 ثانیه در الکل 70% و بعد به مدت 30 دقیقه به وسیله هیپوکلریت سدیم ضدعفونی شد. پس از ضدعفونی سطحی، با آب مقطر دو بار تقطیر شستشو داده شدند. محیط کشت پایه در این پژوهش، محیط کشتMS بود. تمامی کشتهای انجام شده در اتاقک رشد در دمای 2±24 درجه سانتیگراد و 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی قرار گرفتند و آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی، با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید سالیسیلیک (SA) و متیل جاسمونات (MeJA) در 5 سطح (0، 50، 100، 200، 400 میکرومولار) بود. برای تعیین میزان رنگریزههای فتوسنتزی، از روش Minguez-Mosquera and Perez-Galvez استفاده شد. میزان ترکیبهای فنلی موجود در عصاره گیاه با استفاده از معرف فولینسیوکالتیو (Folin-Ciocalteau) اندازهگیری شد. دادههای مربوط به این پژوهش با استفاده از نرمافزار آماری SAS V.9.g.1 تجزیهشده و مقایسه میانگین تیمارها نیز با آزمون دانکن در سطح احتمال 1% و 5% انجام گردید. نمودارها نیز با استفاده از نرمافزار Excel Microsoft رسم شد.نتایج: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر متقابل تیمارهای اعمالشده بر صفات وزن ساقه، وزن ریشه، طول ساقه و طول ریشه در سطح احتمال 1% و بر تعداد ساقه در سطح احتمال 5% تفاوت معنیداری است. مقایسه میانگینها نشان داد بیشترین مقدار وزن ساقه در اثر متقابل (µM 50) SA و (µM 200) MeJA و کمترین مقدار وزن ساقه در اثر متقابل تیمار (µM 400) SA و (µM 400) MeJA بدست آمد. مقایسه میانگینها نشانگر تفاوت معنیداری این صفت بوده و بیشترین مقدار وزن ریشه در اثر متقابل تیمار (µM 100) SA و (µM 100) MeJA و کمترین مقدار وزن ریشه در برهمکنش تیمار (µM 400) SA و (µM 400) MeJA بدست آمد. مقایسه میانگینها نشان داد بیشترین تعداد ساقه در اثر متقابل تیمار (µM 100) SA و (µM 50) MeJA و کمترین تعداد ساقه در برهمکنش تیمار (µM 400) SA و (µM 200) MeJA بدست آمد. مقایسه میانگینها نشان از معنیداری صفات طول ساقه و ریشه داشت و بیشترین مقدار این دو صفت در اثر متقابل تیمارهای (µM 50)SA و (µM 100) MeJA و کمترین مقدار طول ساقه در ترکیب تیمارهای (µM 400) SA و (µM 400) MeJA و طول ریشه در ترکیب تیمارهای (µM 400)SA و (µM 200) MeJA مشاهده شد. در صفات بیوشیمیایی تجزیه واریانس دادهها نشان داد که اثر سطوح SA بر میزان کلرفیل a، b، کاروتنوئید، کلروفیل کل، فنول و فلاونوئید در هر سه طول موج در سطح احتمال 1% معنیدار بود.نتیجهگیری: در این آزمایش نشان داده شد که افزایش تولید متابولیتها نهتنها تحت تأثیر فعالیت آنزیم، بلکه به غلظت محرکها بستگی دارد. افزایش محرک بیش از حد معمول نهتنها افزایش متابولییت را دربر ندارد، بلکه از طریق کاهش فعالیت آنزیم (احتمالاً از طریق کاهش بیان ژن مربوط) تولید متابولیتها را کم یا متوقف میکند.
زراعت و باغبانی
کوثر طاهری بوکانی؛ عباس حسنی؛ میرحسن رسولی صدقیانی؛ محسن برین؛ رامین ملکی
چکیده
سابقه و هدف: ریحان (.Ocimum basilicum L) گیاهی علفی، یکساله و متعلق به تیره نعنا (Lamiaceae) است. از برگهای تازه و خشکشده و نیز اسانس این گیاه در صنایع غذایی، داروسازی و آرایشی و بهداشتی استفاده میشود. در سالهای اخیر استفاده از همزیستی با ریزجانداران محرک رشد مانند ریزوباکتریها و قارچهای اندوفیت بهعنوان راهکاری مقرون بهصرفه و پایدار ...
بیشتر
سابقه و هدف: ریحان (.Ocimum basilicum L) گیاهی علفی، یکساله و متعلق به تیره نعنا (Lamiaceae) است. از برگهای تازه و خشکشده و نیز اسانس این گیاه در صنایع غذایی، داروسازی و آرایشی و بهداشتی استفاده میشود. در سالهای اخیر استفاده از همزیستی با ریزجانداران محرک رشد مانند ریزوباکتریها و قارچهای اندوفیت بهعنوان راهکاری مقرون بهصرفه و پایدار برای کاهش اثرهای سوء تنشهای محیطی مانند شوری مورد توجه قرار گرفته است. ازاینرو، این مطالعه بهمنظور ارزیابی تأثیر مایهکوبی با ریزجانداران محرک رشد بر برخی ویژگیهای رشدی، فیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه ریحان در شرایط تنش شوری، بهصورت آزمایش گلدانی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه ارومیه انجام شد.مواد و روشها: این آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل مایهکوبی با ریزجانداران در سه سطح (شاهد بدون مایهکوبی، مایهکوبی با قارچ Serendipita indica و مایهکوبی با مخلوط باکتریهای areuginosa Pseudomonas، P. putida و P. fluorescens) و تنش شوری در چهار سطح (صفر، 40، 80 و 120 میلیمولار نمک کلرور سدیم) بودند. برای انجام عمل مایهکوبی، بذرهای جوانه زده در شرایط آزمایشگاهی، بهطور جداگانه با سوسپانسیون قارچ S. indica (حاوی 105×5 اسپور در میلیلیتر) و مایه تلقیح حاوی مخلوط باکتریهای سودوموناس (109×1.61 سلول در میلیلیتر) مایهکوبی شده و در گلدانهای آماده کشت شدند. گلدانها تا مرحله هشت برگی شدن بوتهها، با آب معمولی آبیاری شدند و از این مرحله به بعد، تیمارهای تنش شوری با حل کردن غلظتهای مختلف نمک کلرور سدیم در آب آبیاری اعمال شده و تا زمان گلدهی کامل ادامه یافت. در مرحله گلدهی کامل پس از برداشت نمونههای گیاهی، درصد کلونیزاسیون ریشه توسط قارچ، شاخصهای رشدی (ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد و مجموع طول شاخههای جانبی، تعداد و سطح برگ، طول گلآذین، وزن تر و خشک برگ و ساقه)، محتوی نسبی آب برگ، رنگیزههای فتوسنتزی، غلظت عناصر غذایی برگ (نیتروژن، فسفر، پتاسیم، سدیم و کلر)، درصد و عملکرد اسانس اندازهگیری شد. استخراج اسانس از نمونههای گیاهی خشک شده در سایه، به روش تقطیر با آب و توسط دستگاه کلونجر انجام گردید.نتایج: نتایج نشان داد که تحت تأثیر شوری، درصد کلونیزاسیون ریشه توسط قارچ، صفات رشدی، محتوی نسبی آب برگ، رنگیزههای فتوسنتزی، درصد و عملکرد اسانس، غلظت عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم و نسبت پتاسیم به سدیم کاهش، در حالی که غلظت سدیم و کلر افزایش یافت. بهعلاوه مقادیر صفات اندازهگیری شده بجز غلظت سدیم و کلر در گیاهان مایهکوبی شده بیشتر از گیاهان بدون مایهکوبی بود. بیشترین و کمترین میزان خصوصیات رشدی، محتوی نسبی آب (74.47 و 72.39 درصد)، عملکرد اسانس (0.23 و 0.17 میلیلیتر در گلدان) و محتوی نیتروژن (1.36% و 1.14%) بهترتیب در گیاهان مایهکوبی شده با قارچ S. indica و گیاهان بدون مایهکوبی بدست آمد. بیشترین و کمترین مقادیر کلروفیل a (0.87 و 0.74 میلیگرم بر گرم وزن تر)، کلروفیل b (0.41 و 0.37 میلیگرم بر گرم وزن تر)، درصد اسانس (1.24% و 1.05%)، محتوی پتاسیم (5.15% و 3.97%) و فسفر (0.29% و 0.24%) و نسبت پتاسیم به سدیم (10.05 و 4.07) بهترتیب در گیاهان مایهکوبی شده با باکتریهای سودوموناس و گیاهان بدون مایهکوبی مشاهده شد. همچنین، کمترین میزان انباشت یونهای سدیم (1.34%) و کلر (2.93%) بهترتیب در گیاهان مایهکوبی شده با باکتریهای سودوموناس و قارچ S. indica مشاهده گردید.نتیجهگیری: طبق نتایج این پژوهش، استفاده از ریزجانداران محرک رشد گیاه (قارچ S. indica و مخلوطی از باکتریهای سودوموناس) میتواند از طریق افزایش جذب آب و عناصر غذایی، حفظ رنگیزههای فتوسنتزی و کاهش انباشت یونهای سمّی سبب تعدیل اثرهای منفی تنش شوری بر رشد و تولید اسانس گیاه ریحان گردد.
زراعت و باغبانی
وحیده صمدیان ساربانقلی؛ بهلول عباسزاده؛ فاطمه سفیدکن؛ مهرداد یارنیا
چکیده
سابقه و هدف: کمبود یا بیش از حد مطلوب هر یک از عوامل مؤثر بر رشد، اختلالات ریختی، آناتومی، فیزیولوژیک و رشد و نمو را در گیاهان به همراه دارد. تنش خشکی بهمنزله کمبود آب در گیاه بوده و این وضعیت هنگامی ایجاد میشود که میزان تعرق از میزان جذب آب بیشتر باشد. کمآبیاری (آبیاری کمتر از نیاز آبی مطلوب گیاه) یک راهبرد برای صرفهجویی در مصرف ...
بیشتر
سابقه و هدف: کمبود یا بیش از حد مطلوب هر یک از عوامل مؤثر بر رشد، اختلالات ریختی، آناتومی، فیزیولوژیک و رشد و نمو را در گیاهان به همراه دارد. تنش خشکی بهمنزله کمبود آب در گیاه بوده و این وضعیت هنگامی ایجاد میشود که میزان تعرق از میزان جذب آب بیشتر باشد. کمآبیاری (آبیاری کمتر از نیاز آبی مطلوب گیاه) یک راهبرد برای صرفهجویی در مصرف آب است که گیاه را در مرحله خاصی از رشد یا کل فصل تحت تأثیر قرار میدهد. کودهای زیستی باعث توسعه سیستم ریشه، تغییر روابط آبی گیاه میزبان و متابولیسم گیاهی، فعالسازی سریع سیستم دفاعی، بهبود دسترسی به مواد معدنی و تحمل به خشکی در گیاه میزبان میشود. برای مدیریت بحران آبی حاکم، بایستی بدنبال راهکارهایی مانند کاهش مصرف آب و قطع آبیاری در مراحلی از رشد بدون آسیب به عملکرد نهایی گیاه بود. علاوه بر این، با توجه به اهمیت گیاهان دارویی و افزایش زیستتوده آنها مصرف کودهای زیستی و تعدیل اثرهای ناشی از تنش خشکی جایگاه ویژهای دارد. این آزمایش با هدف بررسی تأثیرپذیری مرزه بختیاری (Satureja bachtiarica Bunge.) از کمآبی در مراحل مختلف رشد و مصرف قارچهای میکوریزی و باکتریهای محرک رشد در راستای مدیریت تولید گیاهانی با کمیت و کیفیت بالا اجرا شد.مواد و روشها: آزمایش به صورت کرتهای خرد شده (اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال 1396 اجرا شد. عامل اصلی شامل تنش آب مدیریت شده در راستای کاهش مصرف آب در چهار سطح آبیاری کامل (I1)، قطع آبیاری در مرحله ساقهدهی و شروع دوباره در مرحله غنچهدهی (پس از انتقال نشاء و استقرار گیاهچهها آبیاری تا مرحله غنچهدهی قطع شد) (I2))، قطع آبیاری در مرحله غنچهدهی و شروع دوباره در مرحله 50 درصد گلدهی (I3)) و قطع آبیاری در مرحله 50 درصد گلدهی و عدم آبیاری تا پایان دوره گلدهی (I4)) بود.نتایج: مقایسه میانگین قطع آبیاری نشان داد که بالاترین تعداد برگ، قطر ساقه، گستردگی تاجپوشش، وزن ریشه، عملکرد برگ، عملکرد ساقه گلدار و عملکرد سرشاخه گلدار متعلق به قطع آبیاری در مرحله 50 درصد گلدهی بود. تلقیح با قارچ مایکوریزی Funneliformis mosseae باعث دستیابی به بیشترین عملکرد برگ (912.06 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد ساقه گلدار (1071.25 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد سرشاخه گلدار (1983.32 کیلوگرم در هکتار) در تلقیح با Azosprillium + Pseudomonas + Azotobacter شد. بیشترین درصد اسانس متعلق به تلقیح با Funneliformis mosseae با میانگین 1.76 درصد بود. بیشترین میانگین عملکرد اسانس با 30.50 کیلوگرم در هکتار در تیمار تلقیح با Azosprillium + Pseudomonas + Azotobacter مشاهده شد. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل نشان داد که بیشترین ارتفاع بوته و تعداد گلآذین با میانگین 61.72 سانتیمتر و 30.46 عدد در بوته در اثر متقابل تیمار قطع آبیاری در مرحله ساقهدهی و تلقیح Rhizophagus irregularis + Funneliformis mosseae مشاهده شد که حدود 31 و 39 درصد نسبت به کمترین مقدار آنها افزایش داشت. بیشترین مقدار اسانس با میانگین 2.33 درصد با قطع آبیاری در مرحله غنچهدهی × Funneliformis mosseae بدست آمد و کمترین مقدار اسانس با میانگین 0.98 درصد با قطع آبیاری در مرحله ساقهدهی × Rhizophagus irregularis حاصل شد. بیشترین عملکرد برگ (1212.83 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد ساقه گلدار (1494.75 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد سرشاخه گلدار (2707.58 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد اسانس (44.39 کیلوگرم در هکتار) در اثر متقابل قطع آبیاری در مرحله 50 درصد گلدهی × Azosprillium + Pseudomonas + Azotobacterمشاهده شد که نسبت به کمترین آنها به ترتیب 70، 82،81 و 87 درصد افزایش داشت.نتیجهگیری کلی: مدیریت صحیح حاصلخیزی خاک، بهبود و حفظ باروری خاک در سیستمهای زراعی نوین سبب تأمین مواد غذایی مورد نیاز گیاه و افزایش عملکرد میشود. ازاینرو، در سالهای اخیر مطالعات زیادی در راستای استفاده از کودهای زیستی انجام شده است. قارچهای میکوریزی از عوامل ضروری در سیستم پایدار خاک گیاه محسوب میشوند که با ریشه بیش از 85% گیاهان همزیستی دارند. تنش خشکی به عنوان یکی از مهمترین فاکتورهای محیطی دخیل در رشد گیاهان و باعث تغییرات مورفولوژی، فیزیولوژی و متابولیکی است. بعلاوه، کودهای زیستی با افزایش میزان دسترسی گیاهان به مواد غذایی، تولید و هدایت هورمونهای دخیل در رشد کنار محیط ریشه، باعث افزایش تحمل به تنش و افزایش عملکرد میشوند. با در نظر گرفتن شرایط خشک و نیمهخشک کشور و افزایش تقاضای گیاهان دارویی و مرزه بختیاری، قطع آبیاری در مرحله 50 درصد گلدهی و مصرف کودهای زیستی ازتوباکتر، آزوسپریلیوم و سودوموناس برای حصول بیشترین عملکرد برگ، سرشاخه گلدار و اسانس توصیه میشود.
زراعت و باغبانی
محمد هادی شجاعی باغینی؛ مهدی نقی زاده
چکیده
سابقه و هدف: زیره سبز (.Cuminum cyminum L) یکی از قدیمیترین گیاهان معطر و ادویهای جهان است که از نظر دارویی بهعنوان دومین گیاه دارویی اهلی در ایران شناخته شده است. تنش خشکی بهعنوان یک تنش اکسیداتیو بر پاسخهای بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی گیاه تأثیرگذار است. یکی از راهکارهای افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای غیرزیستی ازجمله ...
بیشتر
سابقه و هدف: زیره سبز (.Cuminum cyminum L) یکی از قدیمیترین گیاهان معطر و ادویهای جهان است که از نظر دارویی بهعنوان دومین گیاه دارویی اهلی در ایران شناخته شده است. تنش خشکی بهعنوان یک تنش اکسیداتیو بر پاسخهای بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی گیاه تأثیرگذار است. یکی از راهکارهای افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای غیرزیستی ازجمله خشکی، استفاده از براسینواستروئید و ملاتونین است که با دامنه گستردهای از فعالیتها در گیاه، دارای تأثیرات بیولوژیکی منحصربهفردی در رشد و نمو گیاه میباشد و عملکرد گیاه را از راه تغییرات متابولیسمی آن و حفاظت گیاه در برابر تنشهای محیطی، افزایش میدهد. هورمونهای رشد گیاهی، با تأثیر بر متابولیتهای گیاه، تحریک بیوسنتز فیتوهورمونها، افزایش میزان جذب عناصر غذایی، بهبود سازوکارهای دفاعی، تحریک رشد ریشه و بهبود تبادلات گازی موجب بهبود عملکرد کمّی و کیفی گیاه در شرایط تنش و غیر تنش میگردند. اگرچه نتایج برخی تحقیقها بیانکننده آنست که استفاده از تنظیمکنندههای رشد گیاهی براسینواستروئید و ملاتونین که منشأ طبیعی دارند و نیز سازگار با محیطزیست هستند، تأثیر بسزایی در کاهش اثرهای سوء ناشی از تنشهای محیطی دارند، اما استفاده ترکیبی از این هورمونهای گیاهی و نیز کاربرد این هورمونها در زیره سبز، کمتر گزارش شده است. بنابراین، این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر محلولپاشی براسینواستروئید و ملاتونین بر عملکرد کمّی و کیفی زیره سبز در شرایط تنش خشکی اجرا شد.مواد و روشها: این پژوهش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با شش تکرار در سال 1401 در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف تنش خشکی (100% و 50% ظرفیت زراعی مزرعه)، ملاتونین (صفر و 100 میکرومولار) و براسینواستروئید (0 و 75/0 میکرومولار) بودند.نتایج: نتایج نشان داد در رویارویی با تنش خشکی میزان مالوندیآلدئید، پراکسیدهیدروژن، نشتیونی، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی (پراکسیداز (POD)، کاتالاز (CAT)، آسکورباتپراکسیداز (APX) و سوپراکسیددیسموتاز (SOD))، غلظت کربوهیدراتها و پرولین در گیاه زیره سبز افزایش یافت. همچنین محلولپاشی براسینواستروئید و ملاتونین بهطور قابلملاحظهای فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی و تجمع اسمولیتها را افزایش و سطح مالوندیآلدئید، پراکسیدهیدروژن و نشت یونی گیاهان رشد کرده در شرایط تنش را کاهش داد. تنش خشکی موجب کاهش عملکرد دانه زیره سبز شد و در مقابل، تحت این شرایط درصد اسانس بذر زیره افزایش یافت. کاربرد براسینواستروئید و ملاتونین در هر دو شرایط تنش و عدم تنش، موجب افزایش عملکرد کمّی و کیفی زیره سبز شد.نتیجهگیری: درمجموع میتوان بیان کرد که کاربرد براسینواستروئید و ملاتونین، مقاومت زیره سبز در برابر تنش خشکی را از طریق افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی، افزایش تجمع اسمولیتهای سازگار پرولین و کربوهیدراتها و نیز حفظ پایداری غشاء افزایش داد و درنهایت افزایش عملکرد دانه را بههمراه داشت. استفاده از ملاتونین و براسینواستروئید کیفیت محصول تولیدی را نیز تحت تأثیر قرار داد و موجب افزایش درصد اسانس گردید. قابل توجه است که تأثیر مثبت استفاده توأم از ملاتونین و براسینواستروئید بر روی کمّیت و کیفیت محصول تولیدی زیره سبز در مقایسه با کاربرد هر یک از این هورمونهای گیاهی بهتنهایی، بسیار قابلملاحظهتر و مشهودتر بود. در مجموع، با توجه به سازگار با محیط زیست بودن براسینواستروئید و ملاتونین و تأثیر مثبت کاربرد آنها بر بهبود کمّیت و کیفیت محصول تولیدی، کاربرد براسینواستروئید و ملاتونین میتواند راهکاری مناسب برای افزایش عملکرد کمّی و کیفی گیاه دارویی و اقتصادی ارزشمند زیره سبز در شرایط معمول و تنش خشکی باشد.