فیتوشیمی (استخراج، شناسایی و اندازه گیری مواد موثره)
عیسی حکیمی نیا؛ محمد محمودی سورستانی؛ غلامرضا عبدی
چکیده
سابقه و هدف: گیاه پنجانگشت از خانواده نعناعیان، بهدلیل خواص دارویی در طب سنتی ارزشمند است. این گیاه در درمان التهاب، درد و اختلالات هورمونی کاربرد دارد. اسانس آن حاوی ترکیبات فعالی مانند آلفا-پینن و لیمونن است که نقش مهمی در اثرات درمانی آن ایفا میکنند. به منظور بررسی تنوع عملکرد و ترکیبات اسانس این گیاه ارزشمند، تعداد ۵۰ جمعیت ...
بیشتر
سابقه و هدف: گیاه پنجانگشت از خانواده نعناعیان، بهدلیل خواص دارویی در طب سنتی ارزشمند است. این گیاه در درمان التهاب، درد و اختلالات هورمونی کاربرد دارد. اسانس آن حاوی ترکیبات فعالی مانند آلفا-پینن و لیمونن است که نقش مهمی در اثرات درمانی آن ایفا میکنند. به منظور بررسی تنوع عملکرد و ترکیبات اسانس این گیاه ارزشمند، تعداد ۵۰ جمعیت از رویشگاههای طبیعی واقع در ۱۲ استان کشور جمعآوری و مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: در این پژوهش، ۵۰ نمونه بذر از گیاه پنج انگشت مناطق مختلف جغرافیایی ایران جمعآوری گردید. بذرها پس از پاکسازی، به مدت دو هفته در سایه و در دمای محیط (حدود ۲۵–۳۰ درجه سانتیگراد) خشک شدند تا ترکیبات فرار آنها حفظ گردد. استخراج اسانس به روش تقطیر با آب و با استفاده از دستگاه کلونجر انجام شد. در هر مرحله استخراج، ۱۷۰ گرم پودر بذر خشک در یک بالن ریخته شده و با 500میلیلیتر آب مقطر مخلوط گردید. مخلوط به تدریج حرارت داده شد و به مدت سه ساعت در حالت جوش ملایم نگهداری شد. اسانس استخراج شده از آب جدا شد، با سولفات سدیم بیآب خشک گردید تا رطوبت باقیمانده حذف شود و تا زمان تجزیه در ویالهای تیره در دمای ۴ درجه سانتیگراد نگهداری شدند. بازده اسانس بر اساس وزن خشک بذرها محاسبه گردید. برای شناسایی ترکیبات شیمیایی، نمونههای اسانس با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیفسنج جرمی (GC-MS) مدل Agilent 7890A مجهز به ستون (HP-5-MS)مورد تحلیل قرار گرفتند. هلیوم به عنوان گاز حامل با جریان ثابت استفاده شد. شناسایی ترکیبات با مقایسه طیفهای جرمی با کتابخانههای Wiley و Adams و همچنین محاسبه و تطابق شاخصهای بازداری نسبت به سری استانداردهای n-آلکان انجام گردید. این رویکرد جامع، امکان تعیین دقیق ترکیبات اصلی و فرعی موجود در هر جمعیت را فراهم آورد.نتایج: نتایج نشان داد که بازده اسانس در جمعیتهای مورد مطالعه، بسته به منطقه جغرافیایی، متغیر بوده و بین29/0تا 59/0 درصد در نوسان بود. بیشترین بازده اسانس، معادل 59/0 درصد، در جمعیتهای مربوط به مناطق ذرفول، دشت موک، تنگ پیرزال و سیمره مشاهده شد. در مقابل، کمترین بازده اسانس (29/0درصد) در ۱۳ منطقه مختلف از جمله تنگ ابوالحیات، کرند، سردشت، فراشبند، مسجدسلیمان، زیدون، زیدون بهبهان، پل کشکان، شوش، شیخان، گچگران، بوگر و سرخه دیزه وجود داشت. در بررسی ترکیبات اسانس بذر گیاه، هشت ترکیب عمده شناسایی شد که فراوانی آنها در بین جمعیتهای مختلف متغیر بود. این ترکیبات شامل آلفا-پینن (64/28–24/11)، لیمونن (56/17-63/4)، ترپینیل استات (20/13–18/1)، آلفا-اودسمول استات (58/10–44/4)، ترانس-کاریوفیلن (1۲/6–۱۲/2)، بتا-اودسمول (24/8–14/1)، ژرانیل لینالول (56/6–41/2) و وربنن (7/4–52/1) بودند. در کل آلفا-پینن و لیمونن به عنوان ترکیبات اصلی در تمام جمعیتها یافت شدند. علاوه بر این، ترکیب آلفا-اودسمول استات نیز در اغلب مناطق بهصورت پایدار و با درصدی بین 5 تا 10 درصد حضور داشت. بیشترین میزان این ترکیب در مناطق پل دختر (58/10) و لشکر بلوکی (24/10) درصد و کمترین آن در منطقه کرند به سر پل ذهاب (44/4) درصد وجود داشت. ترانس-کاریوفیلن نیز در اکثر نمونهها یافت شد و بیشترین و کمترین مقدار به ترتیب در منطقه قائمیه با 6/12 و منطقه روستای کشکو 12/2 درصد گزارش گردید. نتایج تجزیه خوشهای و تجزیه بای پلات گیاه پنجانگشت بر اساس کمیت و کیفیت اسانس، رویشگاههای مورد مطالعه را در پنج گروه قرار داد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، مشخص شد که بازده اسانس و تنوع ترکیبات آن تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله منشأ ژنتیکی، شرایط اقلیمی و ویژگیهای محیطی قرار دارد. با توجه به درصد بالای آلفا-پینن در ترکیب اسانس این گیاه، استفاده از آن در صنایع دارویی، غذایی و آرایشی-بهداشتی میتواند مورد توجه قرار گیرد.
سیف الله بهرامی کیا؛ صبا صفری؛ امید دزفولیان
چکیده
سابقه و هدف: بیماری زخم پپتیک یک بیماری چند عاملی و پیچیده است. علیرغم پیشرفتهای پزشکی، مدیریت زخم معده و عوارض ناشی ازآن همچنان یک چالش است. درمان زخم معده با داروهای شیمیایی عوارض فراوانی دارد به همین دلیل یافتن راه حلهای درمانی جایگزین میتواند بسیار مفید واقع شود. سنتز سبز نانوذرات نقره در حال تبدیل شدن به یک امر مهم است و یک ...
بیشتر
سابقه و هدف: بیماری زخم پپتیک یک بیماری چند عاملی و پیچیده است. علیرغم پیشرفتهای پزشکی، مدیریت زخم معده و عوارض ناشی ازآن همچنان یک چالش است. درمان زخم معده با داروهای شیمیایی عوارض فراوانی دارد به همین دلیل یافتن راه حلهای درمانی جایگزین میتواند بسیار مفید واقع شود. سنتز سبز نانوذرات نقره در حال تبدیل شدن به یک امر مهم است و یک روش در درمان زخمهای گوارشی میباشد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره آبی آرد بلوط برروی درمان زخم معده ناشی از اتانول در موش صحرایی انجام شد.مواد و روشها: در این مطالعه ابتدا نانو ذرات نقره به روش سنتز سبز توسط عصاره بلوط که به عنوان عامل احیاکننده عمل میکنند سنتز شد. واکنش عصاره با نیترات نقره و تغییر رنگ محلول حاصل دلالت بر تشکیل نانو ذرات نقره در غلظت، pH و دمای بهینه دارد. همچنین آنالیز محلول حاصل با دستگاه اسپکتروفتومتری در طول موجهای بین 430-380 نشان دهنده تولید نانو ذرات نقره بود. در این بررسی پس از سنتز نانو ذرات نقره از عصاره آبی آرد بلوط، تعداد 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 20±200 گرم به صورت تصادفی انتخاب و به 5 گروه تقسیم شدند. این گروهها شامل گروه نرمال، گروه اتانولی (رتهایی که فقط 1 میلیلیتر اتانول دریافت کردند)، گروه استاندارد (رتهایدریافت کننده دوز mg/kg50 رانیتیدین)، گروه تجربی 2 و 1(که به ترتیب دوزهای mg/kg 20 و 5 نانو ذرات آرد بلوط دریافت کردند) بودند. دراین مطالعه یک ساعت پس ازگاواژ نانو ذرات و دارو، به همه رتها بجز گروه نرمال جهت القا زخم معده یک میلیلیتر اتانول 96 درصد گاواژ شد. پس از گذشت یک ساعت از گاواژ اتانول، رتها به وسیله کتامین بیهوش شدند. جهت تهیه سرم، خونگیری از قلب حیوان انجام شد. پس از برداشت بافت معده، ارزیابی حجم و pH شیره معده انجام شد و در نهایت بافت معده به دو قسمت تقسیم شد، وپس از بررسی شاخص زخم و درصد مهارزخم، قسمتی از بافت معده رتها جهت بررسیهای هیستوپاتولوژی و قسمت دیگرآن جهت بررسی پارامترهای بیوشیمیایی از جمله سطح گونههای فعال اکسیژن، پروتئین کربونیل، مالون دی آلدهید، سوپراکسیددیسموتاز، گلوتاتیون احیا، آنزیم کاتالاز و نیتریک اکساید بافت استفاده شد. نتایج: در پژوهش حاضر سنتز نانوذرات نقره از عصاره آبی آرد بلوط با استفاده از روشهای بهینهسازی پارامترهای غلظت، دما pH و زمان انجام شد. و غلظت 3 به 6 از عصاره و محلول نیترات نقره، دمای 60 درجه سانتی گراد،pH=7 و زمان 24 ساعت به عنوان پارامترهای بهینه انتخاب شدند. در این مطالعه، ساختار و مورفولوژی نانوذرات با استفاده از تکنیکهای مختلفی مانند طیفسنجی UV-Vis، طیفسنجی تبدیل فوریه فروسرخ، میکروسکوپ الکترونی روبشی، میکروسکوپ الکترونی عبوری، پراش پرتو ایکس، تحلیل انرژی پراکنده پرتو ایکس و پراکندگی نور دینامیکی تأیید شد. در این مطالعه pH شیره معده در گروه اتانولی نسبت به گروه نرمال کاهش یافت. همچنین pH شیره معده درگروه دریافت کننده رانیتیدین و گروههای تجربی 1 و 2 افزایش یافت و افزایش درصد مهار زخم در این گروهها مشاهده شد. بررسی پارامترهای بیوشیمیایی در موشهای صحرایی نشان داد که در گروه اتانولی سطح مالون دی آلدهید، پروتئین کربونیل، گونههای فعال اکسیژن ونیتریک اکسایدسرم بیشتر از سایر گروهها بود. از طرفی سطح گلوتاتیون احیا، کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، نیتریک اکساید بافت و موکوس معده در پایینترین حد خود بود. در گروه استاندارد و گروه تجربی 2و1سطح مالون دی آلدهید، پروتئین کربونیل، گونههای فعال اکسیژن ونیتریک اکسایدسرم کاهش یافت و سطح گلوتاتیون احیا، کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، نیتریکاکساید بافت و موکوس معده در بالاترین حد خود بود. نتیجهگیری: روش سنتز سبز یک فرآیند سریع، کمهزینه و سازگار با محیط زیست است. نتایج این مطالعه نشان داد که نانو ذرات نقره سنتز شده با استفاده از آرد بلوط یک رویکرد امیدوارکننده برای درمان زخم معده میباشد.
اثرات بیولوژیک اسانسها و عصارهها
سیده مریم زمانیان دهکردی؛ محسن جعفریان دهکردی؛ محمد زوارشانی؛ محسن عسگری؛ مریم زوارشانی
چکیده
سابقه و هدف: افزایش طولانیمدت قند خون (هایپرگلیسمی)، منجر به افزایش بروز واکنش غیر آنزیمی میلارد میگردد. درنتیجه این واکنش تولید پروتئینهای قنددار شده یا گلایکه شده نظیر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، افزایش مییابد. مطالعات مختلف نشان میدهند عوارض ثانویه جدی بیماری دیابت نظیر مشکلات قلبی-عروقی و آسیبهای مزمن کلیوی بهدنبال ...
بیشتر
سابقه و هدف: افزایش طولانیمدت قند خون (هایپرگلیسمی)، منجر به افزایش بروز واکنش غیر آنزیمی میلارد میگردد. درنتیجه این واکنش تولید پروتئینهای قنددار شده یا گلایکه شده نظیر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، افزایش مییابد. مطالعات مختلف نشان میدهند عوارض ثانویه جدی بیماری دیابت نظیر مشکلات قلبی-عروقی و آسیبهای مزمن کلیوی بهدنبال افزایش HbA1c رخ میدهد. لذا کاهش تولید HbA1c منجر به کنترل عوارض در موارد ابتلا میگردد. امروزه اثبات گردیده است گیاهان دارویی میتوانند منجر به کاهش میزان تولید HbA1c گردند. با توجه به اینکه بیماری دیابت یکی از شایعترین انواع بیماریهای متابولیک در سگها میباشد، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر عصاره هیدروالکلی میوه گیاه بنه کوهی بر میزان قنددار شدن هموگلوبین جدا شده از سگ در شرایط برونتنی انجام گردید. مواد و روشها: ابتدا از یک قلاده سگ سالم و فاقد علائم (پس از اندازهگیری قند خون ناشتا) 20 میلیلیتر خون اخذ و هموگلوبین آن جدا شد. بهمنظور تهیه عصاره هیدروالکلی بنه کوهی، ابتدا میوه درخت بنه کوهی از نواحی کوهستانی استان چهارمحال و بختیاری جمعآوری گردید. سپس گیاه بهدست آمده در دمای اتاق خشک گردید. در مرحله بعدی با استفاده از آب و اتانول، عصارهگیری انجام شد. سپس غلظتهای 1/0، 5/0 و 1 گرم بر دسیلیتر از عصاره هیدروالکلی بنه کوهی تهیه شد. همچنین محلول گلوکز در دو غلظت 20 و 40 میلیمولار (بهمنظور شبیهسازی شرایط هایپرگلیسمیک) تهیه شد. در نهایت نمونههای نهایی متشکل از هموگلوبین، گلوکز و غلظتهای مذکور عصاره هیدروالکلی تهیه و بهمدت 7 و 14 روز در دمای 37 درجه سانتیگراد و شرایط تاریکی انکوبه گردیدند. پس از پایان انکوباسیون میزان HbA1c نمونهها با استفاده از روش کلریمتریک اندازهگیری شد. دادهها پس از بررسی نرمال بودن توزیع با آزمون Shapiro–Wilk، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (One-way ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی (Tukey) در نرمافزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شدند و سطح معنیداری آماری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.نتایج: بر اساس نتایج بهدست آمده در روز هفت و شرایط هایپرگلیسمیک 20 میلیمولار گلوکز، میزان هموگلوبین A1c در گروههای کنترل مثبت و غلظتهای 1/0، 5/0 و 1 گرم بر دسیلیتر عصاره هیدروالکلی بنه کوهی به ترتیب 141/0 ± 67/9، 021/0 ± 68/8، 212/0 ± 16/9 و 141/0 ± 40/9 بود. همچنین در روز چهارده و همین شرایط هایپرگلیسمیک، میزان هموگلوبین A1c در گروههای کنترل مثبت و غلظتهای 1/0، 5/0 و 1 گرم بر دسیلیتر از عصاره هیدروالکلی بنه کوهی به ترتیب 141/0 ± 72/9، 021/0 ± 32/7، 002/0 ± 58/7 و 002/0 ± 21/8 بود. آنالیز آماری نتایج مذکور نشان داد که میزان تشکیل هموگلوبین A1c در گروههای مختلف عصاره هیدروالکلی بنه کوهی در مقایسه با گروه کنترل مثبت به صورت معنیدار کاهش یافته است (P < 0.05). همچنین در روز هفت و شرایط هایپرگلیسمیک 40 میلیمولار گلوکز، میزان هموگلوبین A1c در گروههای کنترل مثبت و غلظتهای 1/0، 5/0 و 1 گرم بر دسیلیتر از عصاره هیدروالکلی بنه کوهی بهترتیب 593/0 ± 42/18، 070/0 ± 07/17، 353/0 ± 58/17 و 123/0 ± 63/17 بود. در روز چهارده نیز میزان هموگلوبین A1c در گروههای کنترل مثبت و غلظتهای 1/0، 5/0 و 1 گرم بر دسیلیتر از عصاره بهترتیب 141/0 ± 53/18، 067/0 ± 40/15، 124/0 ± 19/15 و 125/0 ± 86/16 بود. آنالیز آماری نتایج حاکی از کاهش معنیدار میزان تشکیل هموگلوبین A1c در گروههای مختلف عصاره هیدروالکلی بنه کوهی در مقایسه با گروه کنترل مثبت بود (P < 0.05).نتیجهگیری: با توجه به نتایج، میوه گیاه بنه کوهی دارای خواص تقلیل دهندگی تشکیل هموگلوبین A1c، در شرایط هایپرگلیسمیک میباشد. لذا بهنظر میرسد از عصاره این گیاه بتوان به عنوان مکمل درمان بهمنظور کاهش تولید هموگلوبین A1c و در نتیجه کاهش عوارض ثانویه در موارد افزایش قند خون، نظیر بیماری دیابت، در سگ استفاده نمود.
زراعت و باغبانی
زهرا متکی؛ قادر حبیبی
چکیده
سابقه و هدف: در طبیعت، گیاهان در معرض تنش های زیستی و غیر زیستی متعددی قرار می گیرند. با افزایش ارتفاع تغییرات دما، شدت تابش نور و رطوبت رشد گیاهان را محدود می کنند. مهمترین عاملی که در ارتفاعات باعث محدودیت رشد می شود، افزایش شدت تابش نور می باشد. در این شرایط، گیاهان برای جلوگیری از اثرات مضر شدتهای بالاتر تابش نور، سازگاریهای مورفوفیزیولوژیکی ...
بیشتر
سابقه و هدف: در طبیعت، گیاهان در معرض تنش های زیستی و غیر زیستی متعددی قرار می گیرند. با افزایش ارتفاع تغییرات دما، شدت تابش نور و رطوبت رشد گیاهان را محدود می کنند. مهمترین عاملی که در ارتفاعات باعث محدودیت رشد می شود، افزایش شدت تابش نور می باشد. در این شرایط، گیاهان برای جلوگیری از اثرات مضر شدتهای بالاتر تابش نور، سازگاریهای مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی متنوعی ایجاد کردهاند که به عنوان مکانیسمهای حفاظت نوری تعریف میشوند. در این مطالعه برای اولین بار، نقش تنش نور زیاد و UVB بر تنظیم مکانیسمهای حفاظت نوری در دو اکوتیپ گیاه دارویی پونهسای البرزی (Nepeta crassifolia Boiss. & Buhse) بررسی شد. در حقیقت، تابش UVB به میزان معینی بر گیاهان دارویی، می تواند راهی مناسب برای بدست آوردن مقدار قابل توجهی از متابولیتهای ثانویه و در نتیجه افزایش ارزش های دارویی و اقتصادی آنها، باشد.مواد و روش ها: سه تا پنج بذر پونهسای البرزی از هر یک از اکوتیپ های ارتفاع پایین (2400 متری) و ارتفاع بالا (3500 متری) در گلدانهای پلاستیکی به عمق 40 سانتی متر و قطر 30 سانتی متر و حاوی خاک ماسه ای پرلیت دار به مدت 12 هفته کشت شدند و هر 7 روز یک بار با آب مقطر آبیاری شدند. گیاهان به شرایط نرمال اتاق رشد شامل فتوپریود 14 ساعت روشنائی و 10 ساعت تاریکی و دمای روز 25 و شب 18 درجه سانتی گراد منتقل شدند. گیاهان انتخاب شده به مدت 10 روز با شدت نور μmol m-2 s-1 400 و μmol m-2 s-1 800 و همچنین با پرتوفرابنفش با دوز 15 و 30 کیلوژول بر متر مربع در روز تیمار شدند. سنجش پارامترهای فلوئورسانس کلروفیل بر روی سومین برگ جوان و قبل از برداشت و توزین گیاهان انجام شد و سنجش رنگیزهها و متابولیتها بر روی نمونههای تازه برداشت شده و یا نگهداری شده در ازت مایع انجام شد.نتایج: هنگامی که اکوتیپهای مناطق مرتفع (ارتفاع 3500 متری) در معرض تنش ترکیبی (UVB+HL) قرار گرفتند، سازوکارهای حفاظت نوری بهتری در مقایسه با گیاهان ساکن ارتفاع پایین (ارتفاع 2400 متری) نشان دادند. گیاهان ساکن ارتفاع پایین، کاهش کلروفیل و فعالیت فتوشیمیایی را بروز دادند که منجر به وقوع مهار نوری فتوسیستمها شد. وقوع مهار نوری در این گیاهان با کاهش بیشینه عملکرد کوانتومی فتوسیستم II (Fv/Fm) و فعالیت کمپلکس فتولیز کننده آب در فتوسیستمII (Fv/Fo) همراه بود. مقاومت بالای اکوتیپهای مناطق مرتفع در معرض تنش ترکیبی افزایش سازگاری با شرایط نور بالا از طریق تجمع متابولیتهای آنتی اکسیدانی شامل ترکیبات فنلیک و کاروتنوئیدها انجام گرفت و در نتیجه عملکرد فتوشیمیایی برگها افزایش یافت. نتیجه گیری: به طور کلی تحت تنش ترکیبی در اکوتیپهای مرتفع مقادیر فنل کل، فعالیت آنزیم PAL، اسید رزمارینیک و اسید کلروژنیک به طور قابل توجهی بیشتر از اکوتیپهای کم ارتفاع بود. افزایش مقادیر پارامترهای فوق باعث بهبود فعالیت فتوشیمیایی فتوسنتز و در نتیجه افزایش تحمل اکوتیپهای مرتفع به تنش ترکیبی در مقایسه با اکوتیپهای ساکن ارتفاع پایین شد. یافتههای حاضر اطلاعات مهمی برای سازوکارهای دخیل در حفاظت نوری گیاه پونهسای البرزی در برابر تنشهای نوری ارائه می کند که آسیب به گیاهان را به حداقل رسانده و منجر به انتخاب اکوتیپهای مقاوم به شرایط تنش با ترکیبات مؤثره بیشتر به منظور استفادههای علمی، کشاورزی و صنعتی میشود.
اثرات بیولوژیک اسانسها و عصارهها
سمانه اکبری؛ شهرام آرمیده؛ مهدیه موسوی
چکیده
سابقه و هدف: تعدادی از متابولیتهای ثانویه گیاهی میتوانند بهعنوان حشرهکشهای گیاهی عمل کنند. این ترکیبات با تأثیر بر فرآیندهای مولکولی، بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی حشرات، منجر به کاهش تغذیه، رشد و بقاء میگردند. در این پژوهش اثرات کشنده، زیرکشنده و تأثیر روی شاخص تغذیهای در لارو سن سوم کرم برگخوار کارادرینا Spodoptera exigua Hubner ...
بیشتر
سابقه و هدف: تعدادی از متابولیتهای ثانویه گیاهی میتوانند بهعنوان حشرهکشهای گیاهی عمل کنند. این ترکیبات با تأثیر بر فرآیندهای مولکولی، بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی حشرات، منجر به کاهش تغذیه، رشد و بقاء میگردند. در این پژوهش اثرات کشنده، زیرکشنده و تأثیر روی شاخص تغذیهای در لارو سن سوم کرم برگخوار کارادرینا Spodoptera exigua Hubner آفت مهم گیاه چغندرقند تحت تأثیر سه آفت کش گیاهی ماترین، نیمارین و تنداکسیر مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش: برای تعیین LC50، زیرکشندگی و شاخص تغذیه کرم برگخوار چغندرقند، آفت مذکور در شرایط آزمایشگاهی پرورش داده شد و تحت تأثیر ترکیبات گیاهی ماترین با نام تجاری روی آگرو (Rui Agro) عصاره تلخبیان .Sophora flavescens Ait، حشرهکش گیاهی نیمارین (EC 15%) حاصل از عصاره دانههای درخت نیم Azadirachta indica Juss و حشرهکش گیاهی تنداکسیر(EC 80%) عصاره روغنی فلفل قرمز .Capsicum annuum L قرار گرفت. پس از انجام آزمایشهای مقدماتی، پنج غلظت از هر حشرهکش بهصورت لگاریتمی تعیین و برگهای چغندرقند با این غلظتها تیمار و لاروهای سن سوم در معرض آن قرار گرفتند. سپس میزان مرگومیر لاروها پس از ۴۸ ساعت ارزیابی شد. برای بررسی اثرات زیرکشندگی، از غلظت LC25 هر حشرهکش استفاده گردید. لاروهای همسن پس از تیمار، تا زمان بلوغ بررسی شدند و ویژگیهای زیستی مانند زندهمانی و پورهزایی ثبت گردید. برای مقایسه اثر رژیمهای غذایی مختلف بر شاخصهای تغذیه لارو سن سوم پروانه برگخوار چغندرقند، که بهصورت انفرادی با برگهای تیمارشده با غلظت زیر کشنده تغذیه شده و میزان مصرف غذا، رشد و دفع فضولات اندازهگیری شده بود، از تجزیه واریانس یک طرفه استفاده شد. برای تخمین مقادیر مختلف غلظت کشنده از روش پروبیت با نرم افزار SPSS انجام گرفت. همچنین، دادههای حاصل از جدول زندگی، بر اساس تئوری جدول زندگی دو جنسی سن- مرحله رشدی با استفاده از نرم افزار Twosex- MsChart تجزیه شدند.نتایج: مقدارLC50 حشره کش ماترین، نیمارین و تند اکسیر روی لارو سن سوم برگخوار چغندرقند بعد از 48 ساعت به ترتیب، 61/47، 83/153 و 14/221 میکرولیتر بر میلیلیتر بدست آمد. برای برآورد اثرات زیرکشندگی ماترین، نیمارین و تند اکسیر روی فراسنجههای زیستی برگخوار چغندرقند از غلظت LC25 استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که طول عمر و باروری کرم برگخوار چغندر قند بالغ در غلظت زیرکشنده ترکیبات گیاهی مذکور نسبت به شاهد به طور معنیداری کمتر بود. میانگین طول دوره تخمریزی پروانههای ماده بالغ تحت تأثیر غلظت زیرکشنده این ترکیبات گیاهی از 4/9 روز در شاهد به 90/4 روز در تیمار ماترین، 41/7 روز در نیمارین و 78/7 روز در تنداکسیر کاهش یافت. همچنین نرخ خالص تولیدمثل (R0) از 60/283 پوره به ازای هر ماده در هر نسل در تیمار شاهد بهترتیب 5/80، 57/162 و 22/184 پوره، در غلظت زیرکشنده ماترین، نیمارین و تنداکسیر کاهش یافت. نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm) در ماترین 159/0 برروز و در شاهد 167/0 برروز ثبت شد. سایر فراسنجهها مانند نرخ متناهی افزایش جمعیت ()، نرخ ناخالص تولیدمثل (GRR) و میانگین طول یک نسل (T) نیز به طور معنی داری در تیمارها (ماترین، نیمارین و تنداکسیر) نسبت به شاهد کاهش یافتند و در ارزیابی شاخصهای تغذیهای روی لاروهای سن سوم نرخ نسبی رشد RCR، نرخ نسبی مصرف RGR، کارآیی تبدیل غذای خورده شده ECI و کارآیی تبدیل غذای هضم شده ECD در لاروهای تغذیه شده با مواد غذایی تیمار شده با ماترین، نیمارین و تنداکسیر، نسبت به شاهد به طور معنیداری کاهش یافت. در کل تیمار ماترین نسبت به نیمارین و تنداکسیر در هر سه فاکتور کشندگی، زیر کشندگی و شاخص تغذیه عملکرد بهتری روی برگخوار چغندرقند نشان داد.نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که این ترکیبات گیاهی اثرات قابل ملاحظهای روی شاخص تغذیه، کشندگی و زیرکشندگی برگخوار چغندرقند دارند. ترکیبات گیاهی ماترین، نیمارین و تنداکسیر میتوانند بهعنوان راهکاری پایدار و دوستدار محیط زیست در مدیریت تلفیقی آفت برگخوار چغندرقند مورد توجه قرار گیرند. این ترکیبات با کاهش وابستگی به حشرهکشهای شیمیایی و کاهش خطرات زیستمحیطی، میتوانند به بهبود استراتژیهای مدیریت آفات کمک کنند.
بهزراعی و بهنژادی
احمد اصغرزاده؛ میترا هوشمند؛ مریم تاتاری؛ سوسن خسرویار
چکیده
سابقه و هدف: سیر (Allium sativum L.) بهدلیل خواص دارویی و تغذیهای فوقالعاده خود، بهعنوان یکی از گیاهان دارویی با ارزش در سراسر جهان شناخته میشود. این گیاه نه تنها در صنایع دارویی، بلکه در صنایع غذایی، بهداشتی و آرایشی نیز کاربرد فراوانی دارد. در ایران، سیر بهعنوان یک محصول مهم کشاورزی و صنعتی در مناطق مختلف کشت میشود و نقش ویژهای ...
بیشتر
سابقه و هدف: سیر (Allium sativum L.) بهدلیل خواص دارویی و تغذیهای فوقالعاده خود، بهعنوان یکی از گیاهان دارویی با ارزش در سراسر جهان شناخته میشود. این گیاه نه تنها در صنایع دارویی، بلکه در صنایع غذایی، بهداشتی و آرایشی نیز کاربرد فراوانی دارد. در ایران، سیر بهعنوان یک محصول مهم کشاورزی و صنعتی در مناطق مختلف کشت میشود و نقش ویژهای در تأمین سلامت جامعه و تولید محصولات دارویی ایفا میکند. خواص ضدباکتریایی، ضدویروسی، ضدالتهابی و آنتیاکسیدانی سیر، آن را به یکی از منابع طبیعی مؤثر در پیشگیری و درمان بسیاری از بیماریها تبدیل کرده است. با این حال، تولید سیر در ایران تحت تأثیر عواملی مانند شرایط اقلیمی، کیفیت خاک، شیوههای کشت و مدیریت کشاورزی قرار دارد. مواد و روش: این آزمایش در سال زراعی 02-1401 در سه استان مهم تولید سیر یعنی خراسان رضوی (شهرستانهای قوچان، سبزوار و تربت جام)، همدان (شهرستانهای همدان، تویسرکان و اسدآباد) و مازنداران (کلاردشت، بهشهر و ساری) انجام گرفت. از هر استان سه شهرستان انتخاب و از هر شهرستان سه روستا انتخاب و از هر روستا سه قطعه زمین که از لحاظ خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و همچنین از لحاظ مدیریت مزرعه تقریبا شرایط یکسانی داشتند انتخاب شد. در مجموع 81 قطعه زمین جهت نمونهبرداری انتخاب شد. مکانهای مورد مطالعه به عنوان تیمار در نظر گرفته شد. دادههای جمعآوری شده بر اساس طرح آشیانهای (nested) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در تمام مناطق، خاک در سال قبل آیش بود و کود و آبیاری انجام نشده بود. در همه مناطق، کنترل علفهای هرز بهصورت وجین دستی و خاکدهی پای بوتهها انجام شد. معیار برداشت، زرد شدن 60 تا 70 درصد برگها بود. پس از برداشت، بوتهها در مزرعه خشک و سپس برای آنالیز به آزمایشگاه منتقل شدند. صفات اندازهگیری شده شامل وزن سیر، تعداد سیرچه، وزن سیرچه، عملکرد سیر، آلیسین، فلاونوئید، فعالیت آنزیمهای کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسیددیسموتاز، DPPH و فنل کل بود. تجزیه آماری با استفاده از برنامه آماری SAS 9.4 و مقایسه میانگین صفات مورد ارزیابی با آزمون حداقل تفاوت معنیدار (LSD) در سطح 5 درصد انجام گرفت. شکلها نیز با نرمافزار Excel 2017 رسم شدند.یافتهها: در این مطالعه، بیشترین وزن سیر مربوط به روستای سنجوزان در استان همدان با 1/59 گرم و کمترین وزن مربوط به روستای پرکلا در استان مازندران با 4/32 گرم بود که اختلاف 45 درصدی را نشان میدهد. از نظر تعداد سیرچه، بیشترین مقدار در روستای بیدستان (تربت جام، خراسان رضوی) با 8/26 عدد و کمترین در روستای آرتیمان (تویسرکان، همدان) با 1/12 عدد ثبت شد که اختلاف 50 درصدی است. بیشترین وزن سیرچه در مناطق همدان (وفرجین و سولان) با 28/4 گرم و کمترین آن در پرکلا با 15/1 گرم دیده شد که اختلاف 73 درصدی را نشان میدهد. بالاترین عملکرد نهایی (تن در هکتار) در سنجوزان با 7/17 تن و پایینترین در پرکلا با 7/9 تن بود. از نظر ترکیبات بیوشیمیایی، بیشترین مقدار آلیسین به تربت جام 38/6 درصد و کمترین به کلاردشت با 46/1 درصد تعلق داشت. بیشترین میزان فلاونوئید کل نیز در تربت جام با 2/22 میلیگرم بر گرم و کمترین در کلاردشت با 17 میلیگرم بر گرم ثبت شد؛ میانگین فلاونوئید در خراسان رضوی (03/21)، همدان (4/19) و مازندران (1/17) بود. در زمینه آنزیمهای آنتیاکسیدانی، روستای اکاپل (کلاردشت) بیشترین فعالیت کاتالاز (5/21 واحد/میلیگرم)، گلوتاتیون پراکسیداز (9/12 واحد/میلیگرم) و سوپراکسید دیسموتاز (103 واحد/میلیگرم) را داشت، در حالی که کمترین مقادیر مربوط به روستای شورین (همدان) یا نورآباد (سبزوار) بود. بیشترین ظرفیت مهار DPPH در اکاپل (75 درصد) و کمترین در وفرجین (5/52 درصد) مشاهده شد.نتیجهگیری: در مجموع، این مطالعه بر اهمیت انتخاب منطقه مناسب برای کشت سیر تأکید دارد و نتایج آن نشان میدهد که شرایط اقلیمی مختلف تأثیر قابلتوجهی بر ویژگیهای عملکردی و بیوشیمیایی سیر دارند. بهویژه، برای دستیابی به بیشترین عملکرد کمی سیر، مناطق سردتر و معتدل مانند همدان بهعنوان گزینههای مناسب شناخته میشوند. این مناطق با شرایط آب و هوایی خاص خود میتوانند شرایط ایدهآلی برای رشد سیر فراهم کنند و به افزایش تولید محصول کمک کنند. از سوی دیگر، برای تولید ترکیبهای دارویی با ارزش همچون آلیسین، مناطق گرمتر و خشکتر مانند تربت جام توصیه میشوند. این مناطق بهدلیل شرایط محیطی خاص خود، ترکیبهای فعال سیر را به میزان بیشتری تولید میکنند که این امر میتواند بر کیفیت دارویی سیر تأثیر بسزایی داشته باشد.
زراعت و باغبانی
حانیه شب خیز؛ عبدالله جوانمرد؛ سارا ملاعلی عباسیان؛ محمدرضا مرشدلو
چکیده
سابقه و هدف: کشت گیاهان دارویی و معطر از دیرباز در نظامهای سنتی کشاورزی ایران جایگاه ویژهای داشته و این نظامها نقش مهمی در ایجاد تنوع و پایداری ایفا نمودهاند. اخیراً زمینهای کشاورزی آلوده به فلزات سنگین به دلیل تأثیر مخرب آنها بر اکوسیستمهای کشاورزی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. تنش کادمیوم باعث ایجاد تغییرات در فرآیندهای ...
بیشتر
سابقه و هدف: کشت گیاهان دارویی و معطر از دیرباز در نظامهای سنتی کشاورزی ایران جایگاه ویژهای داشته و این نظامها نقش مهمی در ایجاد تنوع و پایداری ایفا نمودهاند. اخیراً زمینهای کشاورزی آلوده به فلزات سنگین به دلیل تأثیر مخرب آنها بر اکوسیستمهای کشاورزی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. تنش کادمیوم باعث ایجاد تغییرات در فرآیندهای مختلف مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و مولکولی گیاهان میشود. این پژوهش با هدف بررسی پاسخ مورفوفیزیولوژیکی گیاه نعناع گریپ فروت به کاربرد نانو ذرات کربن کوانتوم دات و کود زیستی مایکوریزا تحت شرایط تنش کادمیوم اجرا شد.مواد و روشها: بهمنظور بررسی اثرات کربن کوانتوم دات و قارچ مایکوریزا بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی گیاه نعناع گریپ فروت تحت تنش کادمیوم، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه اجرا گردید. فاکتور اول شامل چهار غلظت کادمیوم (0، 10، 20، 40 میلیگرم در کیلوگرم خاک)، فاکتور دوم سطوح نانوذره کربن کوانتوم دات (0، 5، 10، 20 میلیگرم در لیتر) و فاکتور سوم شامل تلقیح و عدم تلقیح با کود زیستی مایکوریزا بود. به منظور اجرای آزمایش ریزومهای نعناع گریپ فروت در گلدانهای کوچک کشت شد و بعد از گذشت سه ماه از زمان کشت به گلدانهای بزرگ انتقال داده شدند. همچنین به منظور آلودهسازی خاک، نمک نیترات کادمیوم بین لایههای خاک الک شده اسپری و سپس اقدام به کشت نشاهای نعناع گریپ فروت گردید. علاوه بر این، در تیمارهای دارای کود زیستی، در زمان کشت نشاها، مقدار 100 گرم از کود زیستی مایکوروت اضافه شد. در ادامه آزمایش، بعد از استقرار کامل گیاهان در گلدانها و پس از گذشت سه هفته از رشد نشاها، نانوذره کربن کوانتوم دات در چهار مرحلهی رشدی روی گیاهان اسپری شد. در نهایت تجزیه دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SAS و مقایسه میانگینها با آزمون LSD در سطح احتمال پنج درصد انجام شد. نتایج: نتایج نشان داد با افزایش شدت تنش کادمیوم ارتفاع بوته، وزن خشک برگ، طول برگ، تعداد برگ و شاخص کلروفیل (اسپد) به طور معنیداری کاهش یافتند. بیشترین میزان این صفات نیز در تیمار بدون تنش و با کاربرد 20 میلیگرم در لیتر کربن کوانتوم دات و قارچ مایکوریزا حاصل شد. ولی میزان درصد اسانس و آنزیمهای آنتیاکسیدانی گیاه با افزایش تنش روند افزایشی را نشان دادند. بیشترین درصد اسانس در سطح تنش متوسط کادمیوم، با کاربرد 20 میلیگرم در لیتر کربن کوانتوم دات و قارچ مایکوریزا مشاهده شد. کمترین میزان این صفت به تیمار تنش شدید کادمیوم و بدون کاربرد کربن کوانتوم دات و قارچ مایکوریزا تعلق داشت. افزون بر این، نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که کاربرد نانو کربن کوانتوم دات و کود زیستی مایکوریزا میزان درصد اسانس نعناع گریپ فروت را 87 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. شایان ذکر است که شاخص کلروفیل (اسپد) با افزایش شدت تنش کادمیوم، حتی با کاربرد تلفیقی کربن کوانتوم دات و کود زیستی مایکوریزا به میزان 52 درصد کاهش را نشان داد. علاوه بر این، بالاترین میزان فعالیت آنزیمهای آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز در سطح تنش شدید کادمیوم (40 میلی گرم در کیلوگرم خاک) بدست آمد. به طوریکه، کاربرد نانو ذرات کربن کوانتوم دات و قارچ مایکوریزا فعالیت آنزیمهای آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز را به ترتیب 91/76 و 72/88 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. نتیجهگیری: در نهایت نانو ذرات کربن کوانتوم دات و کود زیستی مایکوریزا با بهبود رشد گیاه نعناع گریپ فروت توانستند برخی اثرات تنش فلز سنگین کادمیوم را تعدیل نماید.واژههای کلیدی: اسانس، کربن کوانتوم دات، کود زیستی، گیاه پالایی، گیاهان دارویی
فیتوشیمی (استخراج، شناسایی و اندازه گیری مواد موثره)
راضیه نیازمند؛ الهام مریخی اردبیلی؛ عبدالله جمشیدی
چکیده
سابقه و هدف: زیره سبز، با دارابودن ترکیبات فعالزیستی متعدد از جمله فلاونوئیدها، ترپنوئیدها و فنولیکها، شناخته شده بهعنوان یک منبع با ارزش برای خواص دارویی و درمانی است. یکی از چالشهای عمده در این صنعت، ضایعات حاصل از فرآیند تولید، به ویژه غلافهای زیره سبز است که غالباً بدون استفاده باقی میمانند. این مطالعه بر روی ضایعات ...
بیشتر
سابقه و هدف: زیره سبز، با دارابودن ترکیبات فعالزیستی متعدد از جمله فلاونوئیدها، ترپنوئیدها و فنولیکها، شناخته شده بهعنوان یک منبع با ارزش برای خواص دارویی و درمانی است. یکی از چالشهای عمده در این صنعت، ضایعات حاصل از فرآیند تولید، به ویژه غلافهای زیره سبز است که غالباً بدون استفاده باقی میمانند. این مطالعه بر روی ضایعات غلاف زیره سبز متمرکز است تا به بررسی و توسعه روشهای مختلف استخراج ترکیبات زیستفعال از این ضایعات پرداخته و ویژگیهای ضد میکروبی و آنتیاکسیدانی این ترکیبات را ارزیابی کند. هدف اصلی این تحقیق، ارتقاء استفاده بهینه از ضایعات کشاورزی و تبدیل آنها به منابع ارزشمند با کاربردهای درمانی و صنعتی، و همچنین معرفی نوآوریهای علمی در فرآیندهای استخراج و بهرهبرداری از این منابع است.مواد و روشها: غلافهای زیره سبز بهعنوان ضایعات کارخانه تولید زیره در مشهد جمعآوری شدند. پس از شستشوی کامل با آب برای حذف ذرات خاک، نمونهها بهدقت صاف شده و روی پارچه نخی در سایه خشک شدند. پس از خشک شدن، غلافها از طریق آسیاب نیمهصنعتی پودر شدند. بهمنظور استخراج ترکیبات زیستفعال، از روش استخراج حلالی و سه نوع حلال استفاده شد. میزان ترکیبات فنولی کل موجود در هر عصاره با استفاده از روش فولین-سیوکالتو و با استاندارد اسید گالیک اندازهگیری گردید و با استفاده از روش کروماتوگرافی شناسایی شدند. برای ارزیابی توان آنتیاکسیدانی عصارهها، از آزمون به داماندازی رادیکال آزاد DPPH استفاده شد. بررسی خواص ضدمیکروبی عصارهها از طریق روش براث میکرو دایلوشن انجام شد که امکان تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) را فراهم ساخت. سه گونه باکتری بیماریزا شامل Staphylococcus aureus، Pseudomonas aeruginosa و Escherichia coli برای بررسی اثرات ضدمیکروبی بهکار گرفته شدند. نتایج حاصل با استفاده از نرمافزار مینیتب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تفاوتهای معنیدار بین میانگینها از طریق آزمون توکی در سطح اطمینان 95 درصد بررسی شد.نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بازده استخراج در میان روشهای مختلف متغیر بود. بهطوریکه عصاره آبی دارای بازده ۲۵ درصد، عصاره الکلی ۵ درصد و عصاره هیدروالکلی ۷۶/۸ درصد بود. بیشترین میزان ترکیبات فنولی کل متعلق به عصاره الکلی با مقدار ۷۶/۲۵۱ میلیگرم معادل گالیک اسید در گرم و کمترین مقدار متعلق به عصاره آبی با ۸۰/۱۵۲ میلیگرم معادل گالیک اسید در گرم بود. ترکیبات غالب شناساییشده در عصارهها شامل کینولین ۶-متوکسی-۸-نیترو، بنزن استیک اسید و پارازایلون بودند. در بررسی خاصیت ضدباکتریایی، عصاره هیدروالکلی بیشترین اثربخشی را نشان داد. این عصاره در غلظتهای ۵۰۰، ۸۰۰ و ۱۰۰۰ میلیگرم در میلیلیتر توانست هاله عدم رشد با قطرهای بهترتیب ۱۵، ۱۹ و ۲۲/۵ میلیمتر در مقابل S. aureus و ۱۱، ۱۲ و ۱۳ میلیمتر در مقابل باکتری P. aeruginosa نشان دهد، در حالی که در مقابل باکتری E. coli هاله عدم رشد مشاهده نگردید.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که غلاف زیره سبز، با وجود نادیدهگرفتهشدن در صنعت بهعنوان ضایعات کشاورزی، دارای ظرفیت بالایی در تأمین ترکیبات فنولی و زیستفعال است. استخراج عصاره به روش هیدروالکلی از غلاف زیره سبز بهعنوان برترین روش از نظر فعالیتهای آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی شناسایی شد. این یافتهها میتوانند زمینهساز بهرهبرداریهای علمی و صنعتی از این ضایعات گیاهی و توسعه فرآوردههای دارویی و طبیعی نوین باشند.
اثرات بیولوژیک اسانسها و عصارهها
سارا سپهرزاده؛ رقیه افرونده
چکیده
سابقه و هدف: چاقی به عنوان یک بیماری مزمن و چندعاملی، یکی از مهمترین چالش های سلامت عمومی در جهان است که با افزایش التهاب مزمن درجه پایین، اختلالات متابولیک و افزایش خطر بیماریهای قلبی- عروقی همراه است. التهاب مزمن در چاقی با اختلال در ترشح آدیپوکاینها و افزایش شاخصهای التهابی همچون پروتئین واکنشی C ، لیپوکالین ۲ و کاهش سایتوکینهای ...
بیشتر
سابقه و هدف: چاقی به عنوان یک بیماری مزمن و چندعاملی، یکی از مهمترین چالش های سلامت عمومی در جهان است که با افزایش التهاب مزمن درجه پایین، اختلالات متابولیک و افزایش خطر بیماریهای قلبی- عروقی همراه است. التهاب مزمن در چاقی با اختلال در ترشح آدیپوکاینها و افزایش شاخصهای التهابی همچون پروتئین واکنشی C ، لیپوکالین ۲ و کاهش سایتوکینهای ضدالتهابی مانند اینترلوکین ۱۰ همراه است. رزوراترول بهعنوان یک پلیفنول طبیعی با خواص ضدالتهابی و آنتیاکسیدانی، پتانسیل تعدیل این نشانگرهای زیستی را دارد. با این حال، شواهد مربوط به اثر مکملسازی با رزوراترول بر پروفایل التهابی در زنان چاق غیرفعال بهویژه در سنین میانسالی محدود است. هدف از این مطالعه، بررسی اثر هشت هفته مصرف مکمل رزوراترول بر سطوح سرمی آدیپونکتین، لیپوکالین ۲، اینترلوکین ۱۰ و پروتئین واکنشی C در زنان چاق میانسال غیرفعال بود.مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. در این مطالعه، ۲۰ زن داوطلب غیرفعال چاق با شاخص توده بدنی بیشتر از ۳۰ کیلوگرم بر متر مربع شرکت داشتند و بهصورت کاملاً تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی (هر گروه ۱۰ نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی روزانه یک عدد کپسول حاوی 250 میلیگرم رزوراترول خالص را به مدت هشت هفته و بهصورت ناشتا مصرف کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ نوع مداخلهای دریافت نکرد. به منظور کنترل عوامل مزاحم از تمامی آزمودنیها خواسته شده بود تا در طول دورة تحقیق از هیچ دارو و مکملی استفاده نکنند. نمونهگیری خون جهت ارزیابی شاخصهای بیوشیمیایی شامل آدیپونکتین، لیپوکالین ۲، اینترلوکین ۱۰ و پروتئین واکنشی C، یک روز پیش از شروع دوره مکملیاری و ۴۸ ساعت پس از آخرین روز آن انجام شد. برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها از آزمون شاپیرو- ویلک و برای همگنی واریانس ها از آزمون لون استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای t زوجی برای مقایسههای درون گروهی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) برای تفاوتهای بین گروهی انجام شد. سطح معنیداری آماری برای همه آزمونها P < 0.05 در نظر گرفته شد.نتایج: نتایج آزمون t زوجی نشان داد که در گروه مکمل در پس آزمون نسبت به پیش آزمون سطوح آدیپونکتین و اینترلوکین ۱۰ بطور معنی داری افزایش (هر دو 001/0= P) و سطوح لیپوکالین ۲ و پروتئین واکنشیC (هر دو 001/0=P)، بطور معنی داری کاهش یافت. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که تفاوت معنی داری بین پس آزمون گروه مکمل و کنترل برای متغیر آدیپونکتین (49/92=F، 001/0=P)، اینترلوکین 10 (61/37=F، 001/0=P)، لیپوکالین 2 (42/66=F، 001/0=P) و پروتئین واکنشی c (08/12=F، 001/0=P) وجود دارد. نتیجه گیری: کاهش معنادار لیپوکالین ۲، پروتئین واکنشیC و افزایش معنادار سطوح آدیپونکتین و اینترلوکین ۱۰ نشاندهنده کاهش التهاب سیستمیک، بهبود وضعیت متابولیکی و کاهش چاقی در شرکتکنندگان بود. به طور کلی، مصرف رزوراترول میتواند به عنوان یک مداخله مؤثر و کمخطر برای کاهش التهاب، بهبود شاخصهای متابولیک و کنترل وزن در زنان میانسال چاق مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، مصرف این مکمل تحت نظر پزشک متخصص به عنوان یک مداخله کمکی مؤثر در کنترل و کاهش عوارض ناشی از چاقی پیشنهاد میشود.
بهزراعی و بهنژادی
سپیده قطب زاده کرمانی؛ قاسم محمدی نژاد؛ مهدیه سالارپور
چکیده
سابقه و هدف: زیره سبز (Cuminum cyminum L.) بهعنوان یکی از مهمترین گیاهان دارویی و ادویهای، دارای تنوع ژنتیکی گستردهای در ایران است که از نظر ویژگیهای فیزیولوژیک، متابولیتی و عملکردی میتواند بهعنوان منبعی ارزشمند در اصلاح گیاهان دارویی و معطر مورد استفاده قرار گیرد. شناخت ژنوتیپهای برتر با ترکیب مطلوب عملکرد و کیفیت، گامی اساسی ...
بیشتر
سابقه و هدف: زیره سبز (Cuminum cyminum L.) بهعنوان یکی از مهمترین گیاهان دارویی و ادویهای، دارای تنوع ژنتیکی گستردهای در ایران است که از نظر ویژگیهای فیزیولوژیک، متابولیتی و عملکردی میتواند بهعنوان منبعی ارزشمند در اصلاح گیاهان دارویی و معطر مورد استفاده قرار گیرد. شناخت ژنوتیپهای برتر با ترکیب مطلوب عملکرد و کیفیت، گامی اساسی در بهبود بهرهبرداری زراعی و دارویی از این گیاه است. هدف از این پژوهش، مقایسه ده اکوتیپ بومی زیره سبز ایران از نظر صفات آنتیاکسیدانی، ترکیبات ثانویه و ویژگیهای عملکردی و شناسایی ژنوتیپهای برتر برای برنامههای اصلاحی و بهرهبرداری هدفمند بود.مواد و روشها: این پژوهش در سال زراعی 1402-1403 در مزرعه پژوهشکده فناوری تولیدات گیاهی، پژوهشگاه افضلیپور دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا شد. طرح آزمایشی بهصورت بلوک کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. ده اکوتیپ بومی زیره سبز (اسفراین، بردسکن، خوانسار، اردستان، سپیدان، سیوند، سیرجان، ماهان، بردسیر و رفسنجان) از استان-های مختلف ایران (خراسان شمالی، خراسان رضوی، اصفهان، فارس و کرمان) جمعآوری و تحت شرایط زراعی یکسان شامل آمادهسازی زمین، کاشت، آبیاری، کنترل علفهای هرز و برداشت مدیریت شدند. در طول دوره رشد، نمونهبرداری و اندازهگیری صفات بهصورت استاندارد انجام شد. صفات مورد ارزیابی شامل عملکرد دانه در هکتار، درصد اسانس، عملکرد اسانس (حاصلضرب عملکرد دانه و درصد اسانس)، درصد کومینآلدهید، محتوای پروتئین کل، فنول کل و آنتوسیانین کل بودند. فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی شامل سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT)، گایاکول پراکسیداز (GPX) و آسکوربات پراکسیداز (APX) نیز با روشهای آنزیمی متداول سنجیده شد. برای تحلیل دادهها از تجزیه واریانس جهت بررسی اثر اکوتیپ و همچنین برای سنجش اختلاف معنیدار بین اکوتیپها، مقایسه میانگین (LSD) به کار رفت.همبستگی پیرسون برای تعیین روابط بین صفات، رگرسیون مرحلهای برای شناسایی صفات مؤثر بر عملکرد دانه و تجزیه به مؤلفههای اصلی (PCA) برای تعیین الگوهای تغییرات صفات و تفکیک ژنوتیپها استفاده گردید.نتایج: تجزیه واریانس نشان داد تفاوت معنیداری بین اکوتیپها در تمام صفات مورد مطالعه وجود دارد که نشاندهنده تنوع ژنتیکی قابل توجه زیره سبز بومی ایران است. اکوتیپ اسفراین بالاترین عملکرد دانه را داشت که ۱۱۱ درصد بیشتر از کمبازدهترین ژنوتیپ یعنی سیرجان بود. اما اسفراین کمترین مقدار فنول کل و پروتئین را دارا بود. اکوتیپ ماهان با دارا بودن بالاترین درصد و عملکرد اسانس در میان تمامی ژنوتیپها از برتری قابلتوجهی برخوردار بود. در مقابل، اکوتیپ بردسیر بیشترین محتوای آنتوسیانین را نشان داد. اکوتیپ رفسنجان نیز با داشتن بیشترین میزان فنول کل و بالاترین فعالیت GPX و آسکوربات پراکسیداز (APX) متمایز شد، هرچند فعالیت CAT و SOD در آن در مقایسه با سایر ژنوتیپها در کمترین سطح مشاهده گردید. برعکس، سپیدان بیشترین فعالیت کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز را نشان داد. همبستگیها حاکی از رابطه منفی معنیدار میان محتوای پروتئین و فعالیتهای CAT و SOD بود. همچنین درصد اسانس و آنتوسیانین و کومینآلدهید و پروتئین کل همبستگی منفی داشتند که نشاندهنده تعارض مسیرهای متابولیکی در تولید ترکیبات مختلف است. رگرسیون مرحلهای چهار صفت درصد اسانس (۱۷ درصد)، درصد کومینآلدهید (۱۴ درصد)، فعالیت آسکوربات پراکسیداز (10 درصد) و فعالیت سوپراکسید دیسموتاز (9 درصد) را به عنوان عوامل مهم پیشبینیکننده عملکرد دانه معرفی کرد که در مجموع ۵0 درصد تغییرات عملکرد را تبیین کردند. تجزیه به مؤلفههای اصلی نشان داد که دو مؤلفه اول 20/61 درصد تغییرات صفات را توضیح داده و اکوتیپهای ماهان، اسفراین، سپیدان و رفسنجان را بر اساس ترکیب ویژگیهای عملکردی و بیوشیمیایی متمایز ساخت.نتیجهگیری کلی: یافتهها بیانگر وجود تنوع ژنتیکی و بیوشیمیایی ارزشمند در اکوتیپهای زیره سبز ایران است که میتواند در اصلاح ژنوتیپهای با هدف بهبود عملکرد، کیفیت و مقاومت به تنشها مورد استفاده قرار گیرد. اکوتیپهای اسفراین، ماهان، رفسنجان و سپیدان با دارا بودن ترکیبهای متفاوتی از صفات زراعی و بیوشیمیایی، منابع مطلوبی برای برنامههای اصلاحی محسوب میشوند. نتایج همچنین نشان داد که بهبود عملکرد اسانس در زیره سبز بیشتر از طریق افزایش عملکرد دانه حاصل میشود تا افزایش درصد اسانس و این امر ضرورت رویکردهای اصلاحی چندهدفه را برای دستیابی به تعادل بین عملکرد، ترکیبات دارویی و مقاومت به تنشها تأکید میکند.
شناسایی، معرفی، اکولوژی و دانش بومی
حسین بتولی؛ زهرا بتولی
چکیده
چکیدهسابقه و هدف: تحلیلهای کتابسنجی ابزاری کارآمد برای ترسیم نقشه دانش و شناسایی روندهای پژوهشی محسوب میشوند. بااینحال، تمرکز این تحلیلها عمدتاً بر تولیدات علمی بینالمللی است و مجلات ملی که میزبان پژوهشهای بومی هستند، کمتر موردتوجه قرار میگیرند. این مطالعه باهدف تحلیل کتابسنجی مقالات نشریه تحقیقات گیاهان دارویی ...
بیشتر
چکیدهسابقه و هدف: تحلیلهای کتابسنجی ابزاری کارآمد برای ترسیم نقشه دانش و شناسایی روندهای پژوهشی محسوب میشوند. بااینحال، تمرکز این تحلیلها عمدتاً بر تولیدات علمی بینالمللی است و مجلات ملی که میزبان پژوهشهای بومی هستند، کمتر موردتوجه قرار میگیرند. این مطالعه باهدف تحلیل کتابسنجی مقالات نشریه تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران نمایه شده در اسکوپوس (Scopus) طراحی شد.مواد و روشها: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نوع، یک مطالعه علمسنجی گذشتهنگر است. جامعه موردبررسی شامل ۲۳۵ مقاله منتشرشده در نشریه تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران و نمایه شده در پایگاه اسکوپوس تا تاریخ ۳۰ مهر ۱۴۰۴ بود. دادههای کتابشناختی شامل نویسندگان سال انتشار، و کلیدواژهها از اسکوپوس استخراج و در نرمافزار اکسل یکسانسازی شدند. سایر شاخصهای موردبررسی ازجمله تعداد دفعات استناد (Citation)، شاخص تأثیر استنادی وزندهیشده بر اساس رشته (Field-Weighted Citation Impact: FWCI)، تعداد دفعات خوانش در مندلی (Mendeley readership)، صدک برجستگی (Prominence Percentile) ، و حوزه موضوعی سایول(SciVal Topics) برای هر مقاله استخراج گردید. بعد از یکدستسازی نام نویسندگان، مؤلفان با تعداد مقاله بیشتر هم مشخص شدند. همچنین برای ترسیم نقشه همرخدادی واژگان از نرمافزار VOSviewer استفاده شد. در تحلیل همواژگانی ابتدا کلیدواژهها استخراج و پس از یکسانسازی و ایجاد تزاروس، نقشه همرخدادی ترسیم گردید.نتایج: یافتهها نشان داد ۹۰ مقاله (۲/۳۸٪) حداقل یک استناد دریافت کردهاند. میانگین استناد برای مقالات دارای استناد ۸/۱ بود. نتایج نشان داد، بیش از 159 گونه گیاهی از 42 خانواده در این مقالات موردبررسی قرارگرفتهاند. بیشترین پژوهشها مربوط به جنسهای Satureja, Nepeta, Salvia, Mentha, Papaver, Thymus, Allium, Artemisia, Citrus, Dracocephalum, Lallemantia, Stachys و Viola بود، و بهتبع آن، اکثر گونههای مطالعه شده در خانوادههای Lamiaceae، Asteraceae و Apiaceae جای داشتند. تحلیل ۱۱۳۵ کلیدواژه نویسندگان، ۱۲ طبقه موضوعی اصلی را آشکار کرد. نقشه همرخدادی واژگان، ۴۷ کلیدواژه پرتکرار را در ۸ خوشه مجزا گروهبندی کرد. کلیدواژه Essential oil و Medicinal plant بهترتیب با 64 و 46 بار تکرار هسته مرکزی شبکه را تشکیل دادند. کلیدواژههای Antioxidant activityبا 29 بار تکرار،Drought stress ،Flavonoid و Proline نیز هر یک با 16 بار تکرار از کلیدواژههای بسیار پرکاربرد هستند. تحلیل همتألیفی نشان داد که از میان ۶۴۹ نویسنده مشارکتکننده، تنها ۹۹ نفر حداقل یک همکاری مشترک با سایر نویسندگان در مجموعه مقالات موردبررسی داشتهاند.نتیجهگیری: نشریه تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران تمرکز قابلتوجهی بر گونههای بومی با ارزش بهویژه گونههای جنس Satureja و همچنین بررسی چالشهای اکولوژیکی مرتبط مانند تنش خشکی دارد. بااینحال، پرداختن به حوزههای نوظهور مانند نانوتکنولوژی هنوز در تعداد محدودی از مقالات اخیر دیده میشود و این موضوعات هنوز در مرحله آزمایشی بوده و برای تبدیلشدن به یک جهت پژوهشی پایدار، نیاز به گسترش دارند. با توجه به اهمیت همکاریهای علمی در ارتقای دیدهشدن و اثرگذاری پژوهشها، بررسی ظرفیتهای همکاری بینالمللی در مطالعات آینده میتواند مفید باشد. ترغیب و دعوت از نویسندگان پرتاثیر برای انتشار مقالات مروری سیستماتیک در زمینههای کانونی مجله و همچنین فعالسازی و تقویت حضور رسمی مجله در شبکههای اجتماعی علمی مانند ریسرچگیت جهت افزایش دسترسپذیری و مشاهدهپذیری مقالات پیشنهاد میگردد. همچنین تشکیل کنسرسیومهای پژوهشی بینرشتهای با مشارکت متخصصان حوزههای گیاهشناسی، شیمی، داروسازی، علوم اجتماعی و فناوریهای نوین، میتواند به تمرکز بر پژوهشهای عمیقتر و کاربردیتر روی گونههای بومی و همچنین بررسی ابعاد اقتصادی و اجتماعی آنها منجر شود.